بخش ۷۳ - داستان کسری با بوزرجمهر: شکار کسری، خواب او و دزدیدن گوهرها توسط مرغ سیاه
چنان بد که کسری بدان روزگار
برفت از مداین ز بهر شکار
همیتاخت با غرم و آهو به دشت
پراگند شد غرم و او مانده گشت
ز هامون بر مرغزاری رسید
درخت و گیا دید و هم سایه دید
همیراند با شاه بوزرجمهر
ز بهر پرستش هم از بهر مهر
فرود آمد از بارگی شاه نرم
بدان تا کند برگیا چشم گرم
ندید از پرستندگان هیچکس
یکی خوب رخ ماند با شاه بس
بغلتید چندی بران مرغزار
نهاده سرش مهربان برکنار
همیشه ببازوی آن شاه بر
یکی بند بازو بدی پرگهر
برهنه شد از جامه بازوی او
یکی مرغ رفت از هوا سوی او
فرود آمد از ابر مرغ سیاه
ز پرواز شد تا ببالین شاه
ببازو نگه کرد وگوهر بدید
کسی را به نزدیک او برندید
همه لشکرش گرد آن مرغزار
همیگشت هرکس ز بهر شکار
همان شاه تنها بخواب اندرون
نه بر گرد او بر کسی رهنمون
چومرغ سیه بند بازو بدید
سر درز آن گوهران بردرید
چو بدرید گوهر یکایک بخورد
همان در خوشاب و یاقوت زرد
بخورد و ز بالین او بر پرید
همانگه ز دیدار شد ناپدید
دژم گشت زان کار بوزرجمهر
فروماند از کارگردان سپهر
بدانست کآمد بتنگی نشیب
زمانه بگیرد فریب و نهیب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
کسری
هوش مصنوعی: به قدری اوضاع خراب بود که کسری به خاطر شکار از مداین خارج شد.
هوش مصنوعی: در دشت، آهو و غرم با سرعت و شتاب میدویدند، اما در نهایت آهو پراکنده شد و غرم همچنان باقی ماند.
هوش مصنوعی: در کنار هامون، درختی پیدا کرد که در آنجا گیاه و سایه نیز وجود داشت.
هوش مصنوعی: او با شاه بوزرجمهر در حال حرکت است، هم به خاطر پرستش و هم به خاطر محبت.
هوش مصنوعی: شاه به آرامی از بلندی فرود آمد، با نگاهی ملایم و چشمی گرم، تا به کارهای خود برسد.
هوش مصنوعی: هیچ یک از پرستندگان را ندید که چهرهای زیبا و نیکو نزد شاه باقی مانده باشد.
هوش مصنوعی: مدتی در کنار چمنزار دراز کشیده و سرش را با محبت بر روی زمین گذاشته است.
هوش مصنوعی: همیشه به بازوی آن شاهی که با دلیری و اقتدار است، یک بند بازو را نسبت بده که از گوهر ارزندهای پر است.
هوش مصنوعی: یک پرنده از آسمان به سوی او پرواز کرد، در حالی که بازوی او بیپوشش و نمایان شده بود.
هوش مصنوعی: پرندهای سیاه از آسمان پایین آمد و به نزدیکی تخت شاه رسید.
هوش مصنوعی: او با نگاهی به بازو، زیبایی و ارزش کسی را دید که هیچکس آن را به نزدیکی او نمیآورد.
هوش مصنوعی: همه افراد در اطراف آن دشت سبز در حال گشت و گذار بودند و هر کسی به دنبال شکار خود میگشت.
هوش مصنوعی: شاه تنها در خواب است و هیچ کس نمیتواند راهنمایی کند، نه کسی در کنار اوست و نه کسی میتواند به او کمک کند.
هوش مصنوعی: زمانی که مرغ سیاه بال خود را رها کرد، سر درز آن جواهرات را کند. این جمله به مفهوم زیبایی و ارزش اشیا و لحظات خاص اشاره دارد و به طور کلی به اهمیت دقت و توجه در زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: هر چوبی که بریده شود، گوهر هر یک از آنها را به دست میآورد، همانطور که آبهای شیرین و یاقوت زرد را به دست میآورند.
هوش مصنوعی: او در کنار بیمار بود و بعد از این که او را به خواب برد، ناگهان از دیدار او غایب شد.
هوش مصنوعی: بوزرجمهر از آن کار ناراحت و نگران شد و از قدرت و تدبیر آسمان ناامید گردید.
هوش مصنوعی: او فهمید که در سختی و پایین آمدن زمان، فریب و ترس به سراغش خواهد آمد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.