بخش ۵۶ - پیشنهاد پیوند زناشویی از سوی خاقان
چوخاقان چین آن سخنها شنید
بپژمرد وشد چون گل شنبلید
دلش زان سخنها بدو نیم شد
وز اندیشه مغزش پر از بیم شد
پراندیشه بنشست با رایزن
چنین گفت با نامدار انجمن
که ای بخردان روی این کارچیست
پراندیشه وخسته ز آزار کیست
نباید که پیروز گشته به جنگ
همه نامها بازگردد به ننگ
ز هرگونهٔ موبدان خواستند
چپ و راست گفتند و آراستند
چنین گفت خاقان که اینست راه
که مردم فرستیم نزدیک شاه
به اندیشه در کار پیشی کنیم
بسازیم با شاه وخویشی کنیم
پس پرده ما بسی دخترست
که برتارک بانوان افسرست
یکی را به نام شهنشه کنیم
ز کار وی اندیشه کوته کنیم
چو پیوند سازیم با او به خون
نباشد کس اورا به بد رهنمون
بدو نازش وسرفرازی بود
وزو بگذری جنگ و بازی بود
ردان را پسند آمد این رایشاه
به آواز گفتند کاین است راه
ز لشکر سه پرمایه را برگزید
که گویند و دانند پاسخ شنید
درگنج دینار بگشاد و گفت
که گوهر چرا باید اندر نهفت
اگر نام راباید و ننگ را
وگر بخشش و رزم و آهنگ را
یکی هدیهای ساخت کاندر جهان
کسی آن ندید از کهان ومهان
دبیر جهاندیده را پیش خواند
سخن هرچ بودش به دل در براند
نخست آفرین کرد برکردگار
توانا ودانا و پروردگار
خداوند کیوان و خورشید وماه
خداوند پیروزی ودستگاه
ز بنده نخواهد جز از راستی
نجوید به داد اندرون کاستی
ازو باد برشاه ایران درود
خداوند شمشیر و کوپال و خود
خداوند دانایی وتاج وتخت
ز پیروزگر یافته کام و بخت
بداند جهاندار خسرونژاد
خردمند با سنگ و فرهنگ و راد
که مردم به مردم بوند ارجمند
اگر چند باشد بزرگ و بلند
فرستادگان خردمند من
که بودند نزدیک پیوند من
ازان بارگه چون بدین بارگاه
رسیدند وگفتند چندی ز شاه
ز داد وخردمندی و بخت اوی
ز تاج و سرافرازی و تخت اوی
چنان آرزو خاست کز فر تو
بباشیم در سایهٔ پر تو
گرامی تر از خون دل چیز نیست
هنرمند فرزند با دل یکیست
یکی پاک دامن که آهستهتر
فزونتر بدیدار وشایستهتر
بخواهد ز من گر پسند آیدش
همانا که این سودمند آیدش
نباشد جدا مرز ایران ز چین
فزاید ز ما درجهان آفرین
پس اندر نبشتند چینی حریر
ببردند با مهر پیش وزیر
سه مرد گرانمایه وچربگوی
گزین کرد خاقان ز خویشان اوی
برفتند زان بارگاه بلند
به ایران به نزدیک شاه ارجمند
چو بشنید کسری بیاراست تاج
نشست از بر خسروی تخت عاج
سه مرد گرانمایه و هوشمند
رسیدند نزدیک تخت بلند
سه بدره ز دینار چون سی هزار
ببردند و کردند پیشش نثار
ز زرین و سیمین و دیبای چین
درفشانتر ازآسمان بر زمین
فرستادگان را چو بنشاختند
به چینی زبان آفرین ساختند
سزاوار ایشان یکی جایگاه
همانگه بیاراست دستور شاه
بگشت اندرین نیز یک شب سپهر
چو برزد سر از کوه تابنده مهر
نشست از برتخت پیروز شاه
ز یاقوت بنهاد بر سر کلاه
بفرمود تاموبد و رایزن
برفتند با نامدار انجمن
چنین گفت کان نامهٔ برحریر
بیارند و بنهند پیش دبیر
همه نامداران نشستند گرد
خرامان بر شاه شد یزدگرد
چو آن نامه بر شاه ایران بخواند
همه انجمن در شگفتی بماند
ز بس خوبی و پوزش وآفرین
که پیدا بد از گفت خاقان چین
همه سرفرازان پرهیزکار
ستایش گرفتند برشهریار
که یزدان سپاس و بدویم پناه
که ننشست یک شاه بر پیشگاه
به پیروزی و فرو اورند شاه
بخوبی ونرمی و پیوند شاه
همه دشمنان پیش تو بندهاند
وگر کهتری راسرافگندهاند
همه بیم زان لشکر چاج بود
ز خاقان که با گنج و با تاج بود
به فر شهنشاه شد نیکخواه
همی راه جوید به نزدیک شاه
هرآنکس که دارد ز گردان خرد
تن آسانی و راستی پرورد
چودانست خاقان که او تاو شاه
ندارد به پیوند او جست راه
نباید بدین کار کردن درنگ
که کس را ز پیوند اونیست ننگ
ز چین تا بخارا سپاه ویند
همه مهتران نیک خواه ویند
چو بشنید گفتار آن بخردان
بزرگان و بیداردل موبدان
ز بیگانه ایوان بپرداختند
فرستاده را پیش بنشاختند
شهنشاه بسیار بنواختشان
به نزدیکی تخت بنشاختشان
پیام جهاندار بگزاردند
براسب سخن پای بفشاردند
چو بشنید شاه آن سخنهای گرم
ز گردان چینی به آواز نرم
چنین داد پاسخ که خاقان چین
بزرگست و با دانش وآفرین
به فرزند پیوند جوید همی
رخ دوستی را بشوید همی
هرآنکس که دارد روانش خرد
به چشم خرد کارها بنگرد
بسازیم و این رای فرخ نهیم
سخن هرچ گفتهست پاسخ دهیم
چنان باید اکنون که خاقان چین
دل ماکند شاد بر به گزین
کسی را فرستم که دارد خرد
شبستان او سر به سر بنگرد
یکی برگزیند که نامی ترست
به خاقان چین برگرامی ترست
ببیند که تا چون بود مادرش
بود از نژاد کیان گوهرش
چواین کرده باشد که کردیم یاد
سخن را به پیوستگی داد داد
فرستادگان خواندند آفرین
که از شاه شادست خاقان چین
که در پرده پوشیده رویان اوی
ز دیدار آنکس نپوشند روی
شهنشاه بشنید ز ایشان سخن
برو تازه شد روزگار کهن
نویسندهٔ نامه را پیش خواند
ز خاقان فراوان سخنها براند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خاقان چین آن حرفها را شنید و از آنها ناراحت شد و حالتی گرفت که مانند گل پژمرده شده است.
هوش مصنوعی: دلش به خاطر آن حرفها نیمهنیمه شد و از نگرانی، افکارش پر از ترس و اضطراب گردید.
هوش مصنوعی: در میان اندیشهها نشسته و با فردی با تدبیر صحبت کرد و چنین گفت به کسی که در جمع مشهور بود.
هوش مصنوعی: ای خردمندان، در مورد این کار چه فکر میکنید؟ چه کسی در حال تحمل رنج و زحمت است؟
هوش مصنوعی: اگر کسی در جنگ پیروز شود، نباید نامش به زشتترین شکل بازگردد و رسوا گردد.
هوش مصنوعی: موبدان از هر طرف خواستهها و نظرات خود را بیان کردند و آن را به زیبایی تزئین کردند.
هوش مصنوعی: خاقان گفت که این همان راهی است که باید افراد را به نزد شاه بفرستیم.
هوش مصنوعی: با تفکر و تدبیر در کارها، به موفقیت دست مییابیم و روابط خوبی با دیگران برقرار میکنیم.
هوش مصنوعی: علاوه بر ظاهر زیبا و جذاب، در پشت پرده رازها و زیباییهای بیشتری وجود دارد که نسبت به آنها کمتر توجه میشود.
هوش مصنوعی: یکی را به عنوان پادشاه بشناسیم و از کارهای او فکر نکنیم و ذهنا به آن مشغول نشویم.
هوش مصنوعی: اگر با کسی رابطهای عمیق و نزدیک برقرار کنیم، هیچکس نباید او را به سمت بدی و فساد هدایت کند.
هوش مصنوعی: او با ناز و زیباییاش باعث فخر و افتخار است و از او دور شدن یعنی جنگ و زحمت.
هوش مصنوعی: برگزیدگان از این تصمیم شاه خوشحال شدند و با صدای بلند اعلام کردند که این همان راهی است که باید دنبال کرد.
هوش مصنوعی: از میان سپاه، سه نفر بافضیلت را انتخاب کرد که توانایی سخن گفتن و پاسخگویی را داشتند.
هوش مصنوعی: او در گنجینهاش را باز کرد و گفت: چرا باید گوهر در اینجا پنهان بماند؟
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نام و اعتبار هستی، و اگر میخواهی ننگ و عیب را پشت سر بگذاری، همچنین اگر میخواهی بخشش و مبارزه را در کنار آهنگ و نوایی داشته باشی، باید تلاش کنی و در مسیر درست قدم برداری.
هوش مصنوعی: کسی یک هدیهای درست کرد که در تمام دنیا کسی نتوانست آن را ببیند، نه از انسانهای قدیم و نه از انسانهای معاصر.
هوش مصنوعی: معلم با تجربه را فراخواند و هرچه در دل داشت، بیپروا بیان کرد.
هوش مصنوعی: ابتدا بر خالق توانا و دانا و پرورشدهندهاش تحسین و ستایش میکنم.
هوش مصنوعی: خداوندی که سیارات و نورهای آسمانی را خلق کرده، همچنین خالق پیروزی و قدرت است.
هوش مصنوعی: بنده تنها از راستگویی چیزی نمیخواهد و در دلی که در آن انصاف و عدالت باشد، هیچ کمبودی نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: سلام و درود خداوند بر شاه ایران، با نیروی شمشیر و قدرتی در ذهن و وجودش.
هوش مصنوعی: خداوند، دانای بزرگ و صاحب قدرت، به خاطر پیروزیها و موفقیتها، خوشبختی و شادی را به فرد عطا کرده است.
هوش مصنوعی: حاکم عالم باید بداند که انسانهای بافرهنگ و با خرد به جای استفاده از قدرت و ابزار خشن، باید از دانش و فرهنگ برای پیشبرد کارها استفاده کنند.
هوش مصنوعی: مردم هر چقدر هم که بزرگ و دارای مقام و منصب باشند، باید به یکدیگر احترام بگذارند و ارزش قائل شوند.
هوش مصنوعی: پیامآوران عاقل من که بودند در نزدیکی ارتباط من.
هوش مصنوعی: وقتی به آن مکان رسیدند و گفتند مدتی از فرمانروایی سپری شده است.
هوش مصنوعی: از انصاف و حکمت او و شانس و اقبال او، از تاج و شکوه و مقام او نیز نشانههایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: آرزو چنان به وجود آمد که خواهان این هستیم که در زیر سایهٔ تو زندگی کنیم.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی برای هنرمند ارزشمندتر از رنج و درد نیست، زیرا او با دلش زندگی میکند و احساسات عمیقش را در آثارش میریزد.
هوش مصنوعی: شخصی با دیانت و پاکدامنی که در واقعیت بیشتر از آنچه که نشان میدهد، در حال پیشرفت و ارزیابی بهتری از خود دارد.
هوش مصنوعی: اگر چیزی را از من بخواهد و برایش مطلوب باشد، مطمئناً به نفع او خواهد بود.
هوش مصنوعی: مرز ایران و چین هرگز نباید جدا باشد، زیرا این پیوند باعث شکوه و عظمت ما در جهان میشود.
هوش مصنوعی: پس از آن نامهای با پارچهای ابریشمی نوشتند و با مهر مخصوص به پیش وزیر فرستادند.
هوش مصنوعی: پادشاه سه نفر از افراد با ارزش و شیوهگو را از میان نزدیکان خود انتخاب کرد.
هوش مصنوعی: افرادی از آن قصر بلند روانه شدند و به ایران نزد شاه بزرگ و ارزشمند رفتند.
هوش مصنوعی: هنگامی که کسری خبر را شنید، تاجی را بر سر گذاشت و بر تخت عاج خود نشسته است.
هوش مصنوعی: سه مرد باهوش و با ارزش به سوی تختی بزرگ و بلند آمدند.
هوش مصنوعی: سه قطعه سکه طلا به ارزش سه هزار دینار را بردند و پیش او تقدیم کردند.
هوش مصنوعی: از طلا و نقره و پارچههای زیبا و با کیفیت چین، چیزی درخشانتر از آسمان بر روی زمین وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که فرستادگان را شناختند، به زبان چینی در مورد آنها ستایش و تحسین کردند.
هوش مصنوعی: شایسته آنهاست که در آن مکان، به همان اندازه که درخورشان است، جایی برایشان تدارک دیده شود، و این کار با هدایت و تدبیر پادشاه انجام گیرد.
هوش مصنوعی: در این شب، آسمان نیز به گردش در آمد و زمانی که خورشید از بالای کوهِ درخشان سر بر آورد.
هوش مصنوعی: شاه پیروز از روی تخت بلند شده و یک سنگ یاقوت را بر روی کلاهی قرار داد.
هوش مصنوعی: او به همه دستور داد و خردمندان را به همراه خود برد تا در جمع مطرح و مشهور حاضر شوند.
هوش مصنوعی: او چنین گفت که نامهای را که روی پارچه ابریشمی نوشتهاند، بیاورند و پیش دبیر قرار دهند.
هوش مصنوعی: تمام نام آوران دور هم جمع شدند و به سبب زیبایی و وقار شاه یزدگرد تحت تأثیر قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: هنگامی که آن نامه را برای شاه ایران خواندند، همه حاضران در حیرت و تعجب ماندند.
هوش مصنوعی: از آنقدر خوبی و عذرخواهی و ستایش، که حتی گفتار خاقان چین هم از آن نمایان شده است.
هوش مصنوعی: همه افرادی که با دیانت و پارسایی خود به موفقیت رسیدهاند، در نزد پادشاه مورد تحسین و ستایش قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: با یزدان سپاسگزارم و به او پناه میبرم، زیرا هیچ پادشاهی در درگاه او نشسته نیست.
هوش مصنوعی: شاه با مهارت و لطافت، به موفقیت میرسد و ارتباطاتش را مستحکم میکند.
هوش مصنوعی: همه دشمنان در برابر تو به نوعی خدمتگذارند، و اگر کسی از تو پایینتر باشد، خودش را به بیخودی انداخته است.
هوش مصنوعی: همه از آن لشکر میترسیدند، زیرا فرمانده آن، که دارای ثروت و مقام بود، بسیار قدرتمند بود.
هوش مصنوعی: شخصی که نیکوکار و خیرخواه است، به دنبال راهی میگردد تا به شاه نزدیک شود و در کنار او قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از جمعیت دانا و خردورز بهرهمند باشد، زندگی راحت و بیدردسری خواهد داشت و در راه راست و درست پرورش مییابد.
هوش مصنوعی: چون خاقان دریافته است که او هیچ شاهی ندارد، به دنبال ارتباط و پیوند با او رفته است.
هوش مصنوعی: انجام دادن این کار نباید باعث تأخیر شود، زیرا هیچکس از ارتباط با دیگران شرمنده نیست.
هوش مصنوعی: از چین تا بخارا، همهی سران و پیشوایان برای او با دلهای نیک و خواهشهای خوب حضور دارند.
هوش مصنوعی: وقتی سخنان آن خردمندان بزرگ و دلآگاهان موبد را شنید، تلاش کرد تا از آنها بیاموزد.
هوش مصنوعی: از غریبهای که به دیدار آمده بود، پذیرایی کردند و فرستاده را به احترام نشاندند.
هوش مصنوعی: پادشاه به آنها محبت زیادی کرد و در نزدیکی تختش آنها را نشاند.
هوش مصنوعی: پیام حکمران جهانی بر روی اسب قرار داده شد و او با قدرت بر زمین کوبید.
هوش مصنوعی: وقتی شاه آن صحبتهای دلنشین را از گروه چینی شنید، صدای ملایمی به گوشش رسید.
هوش مصنوعی: پاسخ داد که پادشاه چین فردی بزرگ و با دانش و صلاحیت است.
هوش مصنوعی: فرزند به پیوند و دوستی نیاز دارد و همواره باید روابط دوستانه را تقویت کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که عقل و درک درونی دارد، باید با دیدی عاقلانه به امور و مسائل نگاه کند.
هوش مصنوعی: بیا بسازیم و این نظر خوشایند را در نظر بگیریم و به هر سخنی که گفته شده پاسخ دهیم.
هوش مصنوعی: اکنون باید شاد باشیم و دل ما به خاطر انتخابی که خاقان چین دارد، خوشحال بماند.
هوش مصنوعی: کسی را میفرستم که دارای دانش و فهم است، تا به تمام جوانب و جزئیات شبستان او نگاهی جامع و کامل بیندازد.
هوش مصنوعی: یکی را انتخاب کن که نامش معروفتر است؛ او نزد خاقان چین از احترام بیشتری برخوردار است.
هوش مصنوعی: اوضاع او را بررسی کند و ببیند مادرش از کدام نسل و نژاد بوده و چه ویژگیهایی دارد.
هوش مصنوعی: وقتی کسی به یاد ما باشد و سخنان ما را به خوبی به یاد آورد، نشاندهندهٔ پیوستگی و اهمیت آن صحبتهاست.
هوش مصنوعی: فرستادگان اعلام کردند که خاقان چین از شادمانی شاه خوشحال است.
هوش مصنوعی: آنهایی که چهرههای زیبا و دلربا دارند، هرگز نمیتوانند خود را از دیدار معشوق پنهان کنند.
هوش مصنوعی: سلطان از سخنان آنها مطلع شد و روزگار قدیم دوباره به شکوه و زیبایی برگشت.
هوش مصنوعی: نویسندهٔ نامه را پیش خودش آورد و از خاقان مطالب زیادی را گفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.