گنجور

 
 
واعظ قزوینی

نی در سر شوق و، نی بدل پروا ماند

قوتها رفت و ناتوانیها ماند

از عمر گذشته حاصلم پشت خمی است

موجی از باد در کف دریا ماند

حزین لاهیجی

غیر از کف خالی که ز ما بر جا ماند

دیگر ز سبکروان، چه در دنیا ماند؟

یک کوچه فزون، نکرد تن همراهی

کوتاه قدم بود رفیق، از ما ماند

واقف لاهوری

مجنون که گرفتار غم لیلی ماند

جادهٔ عشق طرفه پا برجا ماند

در شهر استادان عشق لیکن گویند

کو راه به ده نداشت در صحرا ماند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه