گنجور

 
 
ابن یمین

ایدل طلب وصل دلارام مکن

خو را و مرا سخره ایام مکن

سودای وصال یار تا چند پزی

ایسوخته آخر طمع خام مکن

واقف لاهوری

گرمی ای شعله‌خو بهر خام کن

زنهار جفا بر من ناکام مکن

زین داغ چو پروانه مرا خواهی سوخت

چون شمع پگاه خویش را شام مکن

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه