اگر فرهاد و شیرین هر دو در دوران من بودی
یکی شرمنده از من آن یک از جانان من بودی
اگر مجنون به دشت عشق همراهم شدی یکره
به جان ز آشفتگی های دل ویران من بودی
مگو کز اشک در کوی وفا روید نهال وصل
که گر بودی چنین از دیده گریان من بودی
چو گل چاک گریبانم نگشتی هر سحر ظاهر
چو در اشک اگر آنشوخ در دامان من بودی
هزاران شب به بیداری به روزم نامدی در هجر
شبی گر آن مه نامهربان مهمان من بودی
ز ناز و غمزه گاهی چشم اگر وا کردی آن مهوش
ز حیرانی که دارم در رخش حیران من بودی
وفا را در دل خوبان اثر گر بودی ای فانی
نبودی یار از آن بیوفایان زان من بودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسرت و غم عشقش میپردازد. او میگوید اگر فرهاد و شیرین در زمان او بودند، فرهاد شرمندهاش میشد و مجنون از عشقش کنارش بود. او از اشکهایش و دلتنگیهایش سخن میگوید و میپرسد چرا در کوی وفا هنوز خبری از وصل نیست. شاعر میخواهد که محبوبش هر صبح در کنار او باشد و به یادش، بیدار بماند. او احساس میکند که عشقش بیوفاست و ناز و غمزهاش تاثیر عمیقی بر دلش گذاشته است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که اگر وفا در دل عاشقان وجود داشت، دیگر از بیوفایی خبری نبود.
هوش مصنوعی: اگر فرهاد و شیرین در زمان من بودند، یکی از آنها به خاطر من شرمنده میشد و دیگری از عشق من متاثر میگردید.
هوش مصنوعی: اگر مجنون در دشت عشق کنارم بودی، به خاطر آشفتگیهای دل ویرانم، به جانم آسیب میزدی.
هوش مصنوعی: نمیگویم که در کوی محبت، از اشک من نهالی برای وصال رشد نکند، زیرا اگر اینگونه بود، تو از گریههای من خبر داشتی.
هوش مصنوعی: هر صبح که چاک گریبانم را میزنم، مثل گل میشود و اگر آن معشوق در آغوش من بود، بهتر میبود.
هوش مصنوعی: هزاران شب را در بیداری سپری کردهام و روزی را به نام تو نگذراندهام. در هنگام جدایی، ای کاش آن چهره زیبا و بیرحم مهمان من بود.
هوش مصنوعی: اگر گاهی ناز و لطافت خود را با باز کردن چشمانت نشان دهی، آن زیباروی، من را که در حیرت و شگفتی از زیباییاش هستم، به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: اگر وفا در دل انسانهای نیکو وجود داشت، تو ای انسان فانی، هرگز یار از میان بیوفاها نمیبود، بلکه از آنها بودی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی
جراحتها که او کردی لبش درمان من بودی
گدایی می کنم ار وقت خوش را از در دلها
گه آن گنج روان در خانه ویران من بودی
نمی گردد فراموش از دلم پای نگارینش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.