گنجور

 
عین‌القضات همدانی

علم تا اثبات اوّل بیش راه نبرَد، گِردِ سرادق عزّت عشق نتواند گشت و در عالم عشق در یک لمحه هزار بار مرگ، صولتِ خود پدید کند و حیات اثر خود ظاهر گرداند زیرا که معشوق مهری و لطفی دارد. شراب لطف به عاشقان در جام قهر به صادقان در جام لطف دهد تا هرچه به قهر محو شود به لطف اثبات یابد زیرا که محبی هم بدان معنی است که محبت است صفت او وحدتست، پس عاشقان وحدانی‌الذات و الصفات باید تا بدو به وحدت او راه یابد چنانکه معشوق یکی باشد عاشق هم در یگانگی یکی باید تا هنگام مواصلت چون یکی در یکی ضرب کنی یکی بود و این معنی بی‌شبهتی و شکی بود.

خواهم که ز عشق تو دگر سار شوم

از ذکر خودی برون برم باز شوم

اندر غلطم اگر دویی پندارم

چون با تو یکی شوم به تو باز شوم