گنجور

 
ابن یمین

در بهشت است هر که در وطنش

نعمتی هست و جیق و واقی نیست

کنج عزلت گزید و در عالم

در پی طارم و رواقی نیست

هر دم از ناگوار ناجنسیش

همنشینی و هم وثاقی نیست

هر که جفت چنین مراد بود

همچو او در زمانه طاقی نیست

خوش کسی کین سعادتش باشد

هست شاهی و طمطراقی نیست