گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

چشم مهر از فلک سفله چه داری چو ازو

جز جفا و ستم و حیله عیانست که نیست

از جفا کاری و بد مهری و بد کرداری

چرخ بد عهد دنی را چه نشانست که نیست

نیک مردان جهانرا بقضایای امور

از جفای فلک دون چه زیانست که نیست

فلک از بیهنری دشمن اهل هنر است

مهر اهل هنرش در دل از آنست که نیست

اهل دانش همه در رنج و عذابند ز دهر

و آنکس از دائره بیهنرانست که نیست