من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
بی زحمت تن ساعتی در عالم جان آمدم
هرچ آن حجاب راه بود از پیش دور انداختم
ز آن پس مجرد همچو جان در پیش جانان آمدم
ترسم که نبود پاسبان از حال من آگه شود
آگه کجا گردد که من از خویش پنهان آمدم
در هجر جانان مدتی با درد دل در ساختم
دردم رسید اکنون بجان نزدیک درمان آمدم
شبها بروز آورده ام در آرزوی روی تو
تا عاقبت روزی بکام اندر شبستان آمدم
همچون سکندر مدتی در ظلمت آوردم بسر
تا ناگهان همچون خضر نزد آب حیوان آمدم
زین پیشتر با دوستان من پاک سیرت آمدم
رفتم سوی آن دوستان کز پیش ایشان آمدم
بودم عزیز ملک جان در مصر عزت کامران
مانند یوسف ناگهان در بیت احزان آمدم
در عشرت آباد جهان مجموع خاطر چون نیم
عیبم مکن ابن یمین کاول پریشان آمدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از بیخودی و عشق به معشوق سخن میگوید. او به طرز ناگهانی به کوی جانان میآید و از همه حجابها و موانع عبور کرده تا به شفافیت و نزدیکی به معشوق برسد. او از ترس ناشناخته بودن حالش در پنهانی، به دل درد و فراق میپردازد و به یاد معشوق در شبها و روزها آرزو میکند. شاعر به یاد سکندر و خضر در تاریکیها میافتد، و به این نتیجه میرسد که برای رسیدن به معشوق باید با دوستان پیشینش وداع کند. در نهایت، او خود را در عالم عشق و در میان اشتیاق و دردهای دل توصیف میکند و از دیگران خواهش میکند که او را در این حال قضاوت نکنند.
هوش مصنوعی: دیروز بدون هیچ زحمتی و به صورت ناخودآگاه، به کوی محبوبم رفتم و برای مدتی در دنیای روح و معنویت حضور پیدا کردم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که مانع راه من بود، از سر راهم برداشتم و پس از آن، به طور خالص و بدون هیچ حجاب و پردهای، مانند روحی در برابر محبوبم حاضر شدم.
هوش مصنوعی: میترسم کسی که مسئول نگهداری من است، از وضعیت من باخبر شود. نگرانم که اگر بداند، متوجه خواهد شد که من به دلیل احساسات خاصی از خودم دوری میکنم.
هوش مصنوعی: مدتی را در شدت دلتنگی و غم با درد و رنج گذراندم، حالا که درد به اوج خود رسیده، به انسان نزدیک شدم که درمان دردهایم را بیابم.
هوش مصنوعی: شبها در آرزوی روی تو بیدار ماندهام تا اینکه در نهایت روزی به دیدارت در آیم.
هوش مصنوعی: گاهی مانند سکندر در تاریکی و ناامیدی زندگی میکنم، اما ناگهان مانند خضر به سرچشمهای حیاتبخش میرسم.
هوش مصنوعی: از قبل با دوستانم که انسانهای درست و نیکوکار بودهاند، همراه شدم و اکنون به سوی آن دوستان میروم که از پیش آنها آمدهام.
هوش مصنوعی: من در زمانهایی در مصر به عنوان شخصی محبوب و محترم زندگی میکردم، اما ناگهان مانند یوسف، که به سختیها و اندوهها افتاد، به مکانی پر از غم وارد شدم.
هوش مصنوعی: در دنیای پر از لذت و شادی، وقتی که خاطراتم را مرور میکنم، مثل یک نیمه عیب از من دوری کن؛ زیرا من به مانند یک پریشانحال به اینجا آمدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.