گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

مگو طاق و سرایی‌ کرده‌ام طرح

دل عبرت بنایی کرد‌ه‌ام طرح

ز نیرنگ تعلقها مپرسید

برای خود بلایی کرده‌ام طرح

ببینم تا چها می‌بایدم دید

چو هستی خودنمایی‌ کرده‌ام طرح

نگارستان رنگ انفعال است

اگر چون و چرایی کرده‌ام طرح

ز آثار بلندیهای طاقت

همین دست دعایی کرده‌ام طرح

شکست رنگ باید جمع‌کردن

که تصویر فنایی کرده‌ام طرح

چو صبحم نقشبند طاق اوهام

نفس‌واری هوایی کرده‌ام طرح

سراسر تازه گلزار خیالم

خیابان رسایی کرده‌ام طرح

هوای وعدهٔ دیدار گرم است

قیامت مدعایی کرده‌ام طرح

ندارم شکوه نذر خویش اما

نیاز افسون‌نوایی کرده‌ام طر‌ح

چرا چون آبله بر خود نبالم

سری در زیر پایی کرده‌ام طر‌ح

نه ‌گلزاری‌ست منظورم نه فردوس

برای خنده جایی کرده‌ام طرح

به این طارم مناز ای اوج اقبال

که من یک پشت پایی‌کرده‌ام‌.طرح

بیا بیدل‌ که درگلزار معنی

زمین دلگشایی کرده‌ام طرح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify