گنجور

غزل شمارهٔ ۷۲۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

سرشکم نسخهٔ دیوانهٔ کیست

جگر آیینه‌دار شانهٔ کیست

جنون می‌جوشد از طرز کلامم

زبانم لغزش مستانهٔ کیست

دلم‌ گر نیست فانوس خیالت

نفس بال و پر پروانهٔ‌ کیست

ز خود رفتم ولی بویی نبردم

که رنگم ‌گردش پیمانهٔ‌ کیست

خموشی ناله می‌گردد مپرسید

که آن ناآشنا بیگانهٔ‌ کیست

ندارد مزرع امکان دمیدن

تبسم آبیار دانهٔ کیست

نیاوردیم مژگانی فراهم

نمک‌پاش جگر افسانهٔ کیست

شعورم رنگ ‌گرداند از که پرسم

ز خود رفتن ره کاشانهٔ ‌کیست

گداز دل که سیل خانمانهاست

عرق ‌پروردهٔ دیوانهٔ کیست

دل عاشق به استغنا نیرزد

خموشی وصع گستاخانهٔ ‌کیست

به پیری هم نفهمیدیم افسوس

که دنیا بازی طفلانهٔ ‌کیست

به دیر و کعبه‌ کارت چیست بیدل

اگر فهمیده ای دل حانهٔ ‌کیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

م نوشته:

معنی لطفاً

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.