گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
بیدل دهلوی
 

آمد ز گلشن ناز آن جوهر تبسم

دل درکف تغافل‌ گل بر سر تبسم

خط جوش خضر دارد بر چشمهٔ خیالش

یا خفته خاکساری سر بر در تبسم

مستی ادب طرازست یا چشم نیم بازست

یا ناتوان نازست بر بستر تبسم

شمع کدام بزمی ای نسخهٔ تغافل

صبح کدام شامی ای پیکر تبسم

از غنچهٔ عتابت گلچین التفاتیم

ای جبههٔ تو از چین روشنگر تبسم

زنهار جرعهٔ ناز از رنگ پا نگیری

خون می‌کنی چو مینا در ساغر تبسم

آورد خط نازی بر قتل بیگناهان

یک مهر بوسه باقیست بر محضرتبسم

ای آه خفته در خون چاک دلت مبارک

آن غنچهٔ تغافل دارد سر تبسم

گربرق خونفشان شد یا شعله خصم جان شد

بسمل نمی‌توان شد بی‌خنجر تبسم

عرض طرب وبال است در عشق ورنه من هم

چون غنچه‌ام سراپا بال و پر تبسم

آن به ‌که شبنم ما زین باغ پرفشاند

چون اشک پر غریبیم درکشور تبسم

از صبح باغ امکان غافل مباش بیدل

بی‌گرد فتنه‌ای نیست این لشکر تبسم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
منبع اولیه: بیدل نشر نگاه
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.