گنجور

 
بیدل دهلوی
 

چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید

زمان وصل قریب است رنگ برگردید

به عرصه‌ای ‌که نشان یقین بود منظور

نشاید از سرکیش خدنگ برگرذید

به پاس غیرت مردی اگر نظر باشد

به فتح هم نتوان بعد جنگ برگردید

به قتل من چقدر سعی داشت مژگانش

که آخر این دم تیغ فرنگ برگردید

نگاهش ازکجک سرمه بس{‌جنونی نیست

زه عزم فتنه دم این پلنگ برگردید

حذر ز عبرت‌ کار جهان‌ که خلق آنجا

به باغ رفت و زکام نهنگ برگردید

کمین تیغ اجل فرصتی نمی‌خواهد

محرف است زمانی‌ که رنگ برگردید

تنزه از هوس جسم باکدورت ساخت

عنان جهد صفاها به زنگ برگردید

وداع الفت این باغ‌کن‌که رنگ بهار

ز بس فضای طرب دید تنگ برگردید

گذشته‌ام به شتابی ز خود که نتوانم

به صد هزار قیامت درنگ برگردید

به خواب راحت‌کهسار پا زدی بیدل

که از صدای تو پهلوی سنگ برگردید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.