گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۷۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

هرکه زین انجمن آثار صفا می‌بیند

نشئه از باده و از تار صدا می‌بیند

روغن از پردهٔ بادام تواند دیدن

هرکه از نرگس مست تو ادا می‌بیند

نیست رنگین ز حنا ناخن پایت‌که بهار

طلعت خویش در این آینه‌ها می‌بیند

چه خطاها که ندارد اثر کج‌نظری

سرو را احول معذور دوتا می‌بیند

در مقامی که تماشا اثر بیرنگی‌ست

چشم پوشیده به معنی همه را می‌بیند

این غروری‌ که به خلوتگه یکتایی اوست

گر همه آینه‌ گردیم‌ کجا می‌بیند

از خم کاکل او فکر رهایی غلط است

شانه هم دست خود آنجا به قفا می‌بیند

جلوهٔ شخص ز تمثال عیان‌ست اینجا

از تو غافل نبود هرکه مرا می‌بیند

شش‌جهت آب شد و آینه‌ای ساز نکرد

حسن یارب چقدر عرض حیا می‌بیند

غیر در عالم تحقیق ندارد اثری

بیدل آیینهٔ ما صورت ما می‌بیند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.