گنجور

 
بیدل دهلوی
 

اینکه در دیر غمت ذم شرد پیدا کرد‌ند

دل نداری ورنه دل از درد پیدا کرده‌اند

هچکس از اختراع این بساط آگاه نیست

رنگ می‌بازیم و یاران نرد پیدا کرده‌‌اند

گم شد‌ست آتار همتها به‌گرد جست‌وجو

تا در این صحرا سراغ مرد پیدا کرده‌اند

منکر بی‌دست و پایی های معذوران مباش

عاجزان کاری که نتوان کرد پیدا کرده‌اند

برده‌اند از موج گوهر پیچ‌وتاب اشتراک

مصرع ما را ز تضمین فرد پیدا کرده‌اند

ماجرای خامشان نشنیده می‌باید ‌شنید

بی‌زبانی را نفس‌پرورد پیدا کرده‌اند

چون نگاه چشم آهو عمر در وحشت ‌گذشت

خانه را ایجا بیابان‌گرد پیدا کرده‌اند

یاد ما کن‌ گر به سیر نرگس‌ستانت سریست

رنگ بیماران جشمت زرد پیداکرده‌اند

می‌دهندم دل به هر آیین‌ که می‌آیند پیش

نازنینان طرفه ره‌آورد پیدا کرده‌اند

زان بهارم مژدهٔ بوی خرامی می‌رسد

رنگ های رفته بیدل ‌گرد پیدا کرده‌اند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.