از من هزار من شد هی هی هزارهی هی
هی هی هزار از من از من هزار هی هی
هی هی که من ندانم، دائم منی برانم
زین کی کنی خلاصم، هی هی هزار هی هی
هی هی کجا شریعت، من غافل از طریقت
دانم نه آن حقیقت، هی هی هزار هی هی
دیدیم آنچه دیدیم، خوردیم آنچه خوردیم
بر سینه داغ بردیم، هی هی هزار هی هی
یاری کجاست یاری، غمخوار ها نگاری
یاری بگو تو یاری، هی هی هزار هی هی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجربهی عمیق وجودی و درونی خود میپردازد و احساس گیجی و سردرگمی را در ارتباط با هویت و حقیقت خویش بیان میکند. او از فراز و نشیبهای زندگی و مسایلی چون شریعت و طریقت سخن میگوید و میخواهد از پیچیدگیهای زندگی رهایی یابد. در نهایت، جستوجوی یاری و همراهی را به تصویر میکشد و longing برای کسی که بتواند در این مسیر پرچالش به او کمک کند، احساس میشود. این غزل به نوعی به تنهایی و وفاداری در برابر مشکلات زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من هزاران بار از خودم جدا شدم و فریاد میزنم، گویی هر بار که فریاد میزنم، باز هم از من هزاران شکل دیگر به وجود میآید.
هوش مصنوعی: در اینجا گویا شخصی در احساسات عمیق خود غرق شده و دچار درد و رنج است. او نمیداند چگونه از این وضعیت نجات پیدا کند و دچار سردرگمی و نگرانی است. به نظر میرسد که او از شرایط فعلی خود خسته شده و به دنبال راهی برای رهایی از این احساسات میباشد. احساس ناامیدی و سرگردانی او در این کلمات به خوبی مشهود است.
هوش مصنوعی: آه، کجا میتوان شریعت را یافت؟ من از طریقت غافل هستم و حقیقت را نمیشناسم. آه، هزار بار آه!
هوش مصنوعی: ما آنچه را که مشاهده کردیم تجربه کردیم و آنچه را که خوردیم تحمل کردیم. در دلمان درد و رنج بسیاری داشتیم و فقط فریاد زدیم.
هوش مصنوعی: کجاست یاری که رنجهای ما را بفهمد و به ما کمک کند؟ بگو که یاری کجاست، آهای هزار بار!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.