دل را ز درد دوری صد وجه بیقراری
آرام گر نیابم، فریاد گریه زاری
گویم کرا، حقیقت، واقف نه راز حالم
حیران بسی بماندم، فریاد گریه زاری
صد صد خیال در دل، آید زدرد دلبر
سوزم چنانچه مجمر فریاد، گریه زاری
هُو هُو بکن تو باهُو، خواهی وصال دوست
من غیر وصل خوارم، فریاد گریه زاری
در دل هزار دردست، لیکن بکس نگویم
گویم کرا چه جویم، فریاد گریه زاری
سوزش بسی ست در دل، یار دگر ندارم
شب و روز بیقرارم، فریاد گریه زاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق ناشی از دوری و جدایی از معشوق پرداخته است. شاعر از درد و بیقراری دل خود سخن میگوید و به یأس و ناامیدیاش اشاره دارد. او میگوید که در دلش افکار و خیالات زیادی در مورد معشوق پراکنده است و این درد او را به سوی فریاد و زاری میکشاند. احساس تنهایی و ناتوانی در بیان دردهایش نیز در این شعر مشهود است. شاعر در نهایت به ناکامی در دستیابی به وصال و آرامش میرسد و بیقراریش را تنها نتیجه دوری از عزیزش میداند.
هوش مصنوعی: دل از درد دوری به شدت بیقرار است و اگر نتوانم آرامش پیدا کنم، فریاد و گریهام بلند خواهد شد.
هوش مصنوعی: میگویم به چه کسی که حقیقت حال من را بداند، در اینجا بسیار حیران ماندهام و فقط صدای گریه و زاریام را میزنم.
هوش مصنوعی: در دل هزاران خیال میگذرد و از درد معشوق میسوزم، مانند هیزم در آتش که زبانه میکشد و فریاد میزند.
هوش مصنوعی: با او راز و نیاز کن و اتصال با او را از دست نده، زیرا غیر از وصال او، چیزی جز ذلت و اندوه برایم نمیماند.
هوش مصنوعی: در دل من هزاران درد و رنج وجود دارد، اما هیچکس را از احوال خود باخبر نمیکنم. نمیدانم به دنبال چه چیزی هستم و فقط ناله و گریهام را سر میزنم.
هوش مصنوعی: دلم پر از سوز و anguish است و یاری دیگر ندارم. در شب و روز بیتابم و از شدت ناراحتی و گریه فریاد میزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.