انما اموالکم و اولاد کم فتنه تمام
فاحذروالا خیر فیهم واسمعوا هذا لکلام
مال و اولاد ابن آدم را جهنم می برد
کس نباشد ایمن از وی گرچه باشد خاص و عام
کس نه ورزد دوستی با وی که باشد اهل حق
اهل حق را دوستی با غیر حق باشد حرام
غیر مفرد کس نیابد بار در درگاه دوست
هان تو از اموال و از اولاد فارغ شو تمام
کس نگردد بهره ور با دوستی این هر دو چیز
قصه کوته مرد مفلس باش باری والسلام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد فتنهای است که اموال و فرزندان انسانها ایجاد میکنند و بر اهمیت زهد و بیعلاقگی به دنیای مادّی تأکید دارد. شاعر میگوید که ثروت و خانواده نمیتوانند انسان را از عذاب جهنم نجات دهند و هیچکس از این فتنه در امان نیست، خواه خاص باشد یا عام. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که دوستی با اهل حق باید بر اساس دوستی با حق باشد و اطاعت از غیر حق ممنوع است. در نهایت، او از شنوندگان میخواهد که از تعلقات دنیوی فارغ شوند و به سادگی زندگی کنند تا بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: اموال و فرزندان شما تنها وسیلهای برای آزمایش هستند، پس مراقب باشید که آنها شما را فریب ندهند. در آنها خیر و نیکی وجود ندارد، پس به این سخن توجه کنید.
هوش مصنوعی: ثروت و فرزندان انسان باعث میشوند که او به عذاب و مشکلات بیفتد، و هیچکس از این خطر مصون نیست، حتی اگر در جامعهای خاص و ممتاز باشد.
هوش مصنوعی: هیچکس با او دوستی نمیکند، زیرا او از اهل حق نیست. دوستی اهل حق با دیگران که اهل حق نیستند، حرام است.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند بار سنگینی را در درگاه دوست تحمل کند، از دارایی و فرزندانت بینیاز شو تا به نتیجه برسی.
هوش مصنوعی: هیچکس با دوستی این دو چیز بهرهمند نمیشود، داستان کوتاه است، مرد بیپول و بیچیز باش و بس!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ز سیمینه فکنده در بلورینه مدام
هم بساعد چون بلوری هم بتن چون سیم خام
سرو داری ماه بار و ماه داری لاله پوش
لاله داری باده رنگ و باده داری لعل فام
زلف تو مشک سیاه و جعد تو شمشاد تر
[...]
آن زبرجد رنگ مشکین بوی و طعمش طعم شهد
رنگ دیبا دارد و بوی قماری عود خام
چون تو ببریدی شود هر یک از آن ده ماه نو
ور نبری باشد او در ذات خود ماه تمام
تا شد از گل بوستان سیمگون بیجاده فام
بوی و رنگ از گل ستاند و باده و بیجاده وام
از شکوفه باد در بستان شده لؤلؤ فشان
وز شقایق سنگ در صحرا شده بیجاده فام
حور عین از خلد اگر عمدا ببستان بگذرد
[...]
حلم باید مرد را تا کار او گیرد نظام
صبر باید تا ببیند دوست دشمن را به کام
عادت ایوب و ابراهیم صبر و حلم بود
شد به صبر و حلم پیدا نام ایشان از انام
صنع یزدان همچنانکایوب و اپراهیم را
[...]
ای همیشه بوده راه دین احمد را قوام
همچنان چون پیش ازین ملک ملکشه را نظام
عفو تو خط درکشد هر جا که بیند یک خطا
اسم تو گردن نهد آنجا که بیند یک تمام
آسیای فتنه فرق دشمنت را کرد آس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.