گنجور

 
ملک‌الشعرای بهار
 

پادشاها ز ستبداد چه داری مقصود

که از این کار جز ادبار نگردد مشهود

جودکن در ره مشروطه که گردی مسجود

«‌شرف مرد به ‌جود است و کرامت به‌ سجود»

«‌هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود»

ملکا جور مکن پیشه و مشکن پیمان

که مکافات خدائیت بگیرد دامان

خاک بر سر کندت حادثهٔ دور زمان

«‌خاک مصر طرب‌انگیز نبینی که همان‌»

«‌خاک مصر است ولی بر سر فرعون و جنود»

ملکا خودسری و جور تو ایران سوز است

به مکافات تو امروز وطن فیروز است

تابش نور مکافات نه از امروز است

«‌این‌همان چشمهٔ خورشیدجهان‌افروز است‌»

« که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود»

بیش از این شاها بر ربشهٔ خود تیشه مزن

خون ملت را در ورطهٔ ذلت مفکن

بیخ خود را به‌ هوا و هوس نفس مکن

«‌قیمت خود به ملاهی و مناهی مشکن‌»

« گرت ایمان درست است به روز موعود»

کشت ملت راکردی ز ستم پاک درو

شدکهن قصهٔ چنگیز ز بیداد تو نو

به جهان دل ز چه‌بندی پس‌ازین گفت و شنو

«‌ای که در نعمت و نازی به جهان غره مشو»

« که محالست درین مرحله امکان خلود»

بگذر از خطه تبریز و مقام شهداش

بشنوآن قصهٔ جانسوز و دل از غم بخراش

اندر آن خطه پس از آن کشش و آن پرخاش

«‌خاک راهی که بر آن می گذری ساکن باش‌»

« که‌ عیو‌‌ن است‌ و جفون‌ است‌ و خدود است و قدود»

شاه یک دل نشد وکار هباگشت و هدر

ملت خسته‌، درین مرحله کن فکر دگر

پای امید منه بر در شاه خود سر

«‌دست حاجت چو بری ییش خداوندی بر»

« که کریم است‌و رحیم‌است و غفوراست و ودود»

شاه خود کیست بدین کبر و انانیت او

تا نکو باشد دربارهٔ ما نیت او

ما پرستندهٔ حقیم و الوهیت او

« کز ثری تا به ثریا به عبودیت او»

«‌همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود»

سر زند کوکب مشروطه ز گردون کمال

به سر آید شب هجران و دمد صبح وصال

کار نیکو شود از فرّ خدای متعال

«‌ای که در شدت فقری و پریشانی حال‌»

«‌صبرکن کاین دوسه روزی به‌سر آید معدود»

جز خطاکاری ازین شاه نمی باید خواست

کانچه ما در او بینیم سراسر به خطاست

مدهش پند که بر بدمنشان پند هباست

«‌پند سعدی که کلید در گنج سعداست‌»

«‌نتواند که به‌جا آورد الا مسعود»

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عرفان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

بند "خون ملت را در ورطه ذلت مفکن" به نظرم اشتباه است و باید به این شکل تصحیح شود: "خود و ملت را در ورطه ذلت مفکن". البته سالها پیش نسخه دست نویس این شعر رو خوندم و امیدوارم اشتباه نکرده باشم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عرفان در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

واژه "عنانیت" اشتباه است و باید با "انانیت" به معنی کبر و غرور جایگزین شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عرفان در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۲ نوشته:

واژه "عنانیت" در بند هشتم این مسمط اشتباه است و باید با واژه "انانیت"به معنی کبر و غرور، جایگزین شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امپرور در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۶ نوشته:

سلام در بند بنجم مصراع سوم بجای «کفت‌وشنود» اگر بنویسید «گفت و شنو» فکر می کنم قافیه بهتر شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امپرور در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۳ نوشته:

با تشکر که متن شعر رو مورد تصحیح قرار داید دستتون درد نکنه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امپرور در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۳ نوشته:

ببخشید بند چهارم مصراع اول احساس می کنم بجای «ربشۀ» باید نوشته می شد «ریشۀ» لطفاً تصحیح فرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.