گنجور

 
ملک‌الشعرای بهار
 

ایرجا! رفتی و اشعار تو ماند

کوچ کردی تو و آثار تو ماند

چون کند قافله کوچ از صحرا

می‌نهد آتشی از خویش به جا

بار بستی تو ز سرمنزل من

آتشت ماند ولی در دل من

چون کبوتربچهٔ پروازی

برگشودی پر و کردی بازی

اوج بگرفتی و بال افشاندی

ناگهان رفتی و بالا ماندی

تن زار تو فروخفت به خاک

روح پاک تو گذشت از افلاک

جامه پوشید سیه در غم تو

نامه شد جامه‌در از ماتم تو

شجر فضل و ادب بی‌بر شد

فلک دانش بی‌اختر شد

دفتر از هجر تو بی‌شیرازه است

وز غمت داغ مرکب تازه است

رفت در مرگ تو قدرت ز خیال

مزه از نکته و معنی زامثال

اندر آهنگ دگر پویه نماند

بر لب تار به جز مویه نماند

بی‌تو رفت از غزلیات فروغ

بی‌تو شد عاشقی و عشق دروغ

بی‌تو رندی و نظربازی مرد

راستی سعدی شیرازی مرد

اندر آن باغ که بر شاخهٔ گل

آشیان ساخته‌ای چون بلبل

زیر سر کن ز ره مهر و وفا

گوشه‌ای بهر پذیرایی ما

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد ص در ‫۷ سال قبل، یک شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

شعر بسیار زیبایست . که الحق هم برازنده ی سراینده ی آن یعنی ملک الشعرای بهار و نیز ایرج میرزا که این شعر در بار ه ی مرگش سروده شده ، هست . ناگفته نماند که خود ایرج میرزا هم در این موضوع یعنی مرگ خود اشعاری سروده که با این ابیات شروع می شود:
ای نکویان که دراین دنیایید / یا ازین بعد به دنیا آیید
این که خفتست دراین خاک منم /ایرجم ، ایرج شیرین سخنم

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.