گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

پیامی ز مژگان تر می‌فرستم

کتابی به خون جگر می‌فرستم

سوی آشنایان ملک محبت

ز شهر غریبی خبر می‌فرستم

در اینجا جگرخستگان‌اند افزون

ز هر یک درود دگر می‌فرستم

درود فراوان سوی شاه خوبان

ز درویش خونین‌جگر می‌فرستم

گهر می‌فرستم سوی ژرف دریا

سوی شکرستان، شکر می‌فرستم

ولیکن چه چاره؟ که از دار غربت

سوی دوست شرح سفر می‌فرستم

ز بیت‌الحزن همچو یعقوب محزون

بضاعت به سوی پسر می‌فرستم

شد از نامه‌ات چشم این پیر روشن

تشکر به نور بصر می‌فرستم

به صبح جبین منیرت سلامی

به لطف نسیم سحر می‌فرستم

فرستادم اینک دل خسته سویت

تن خسته را بر اثر می‌فرستم

به بام بقای تو پران دعایی

هم آغوش بال اثر می‌فرستم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.