قضا پیوسته در گوشم بواجه
که این درد دل تو بی علاجه
اگر گوهر به آبی خواهون نداری
همین این جون تو که بی رواجه
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
قضا پیوسته در گوشم بواجه
که این درد دل تو بی علاجه
اگر گوهر به آبی خواهون نداری
همین این جون تو که بی رواجه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا گوینده از درد دل و بیپناهی خود سخن میگوید. قضا و قدر به او میفهماند که دردش درمانی ندارد و اگر هم ثروتی نداشته باشد، حداقل جانش را دارد که آن هم بیفایده است. این احساس ناامیدی و از دست دادن امید درک میشود.
هوش مصنوعی: سرنوشت همیشه در گوشم میگوید که این درد دل تو درمانی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال جواهر و ارزشهای گرانبها نیستی، پس همین جان و زندگی تو که بیارزش و بیهدف است، چه فایدهای دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.