گنجور

 
 
انوری

شاها به خدایی که ترا بگزیدست

گر ملک چو تو خدایگانی دیدست

الا تو که بودست که صد باره جهان

روزان بگرفتست و شبان بخشیدست

طالب آملی

ای انکه کفت مزرعهٔ امیدست

جود تو چو لطف ایزدی جاویدست

هر لحظه برآید از کفت خورشیدی

گوئی دست تو مشرق خورشیدست

قدسی مشهدی

امید به عقل، چون ثمر از بیدست

عشق است کزو چشم هزار امیدست

بی عشق، خرد نتیجه کی می‌بخشد؟

فیض دم صبح از اثر خورشیدست

فیاض لاهیجی

امروز که دیدار تو ما را عیدست

از داغ تو سینه گلشن امیّدست

گلگونة روی تو ز خون دل ماست

ورنه زردی لازمة خورشیدست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه