آن یکی حمال خوش بنشسته بود
رشتهٔ حمالیش بگسسته بود
سایلی گفتش چرا ای مرد خام
این چنین بیکار بنشستی مدام
سیم از تو باز میافتد بسی
چون کند بی سیم بیکاری کسی
پس زفان بگشاد حمال دژم
گفت باز افتد گر از من یک درم
یک درم گر رفت صد من بار نیز
باز میافتد ز پشتم ای عزیز
بار تا چندی کشی بی بار باش
گر دمی باقیست برخوردار باش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، یک حمال نشسته و بیکار مانده است. فردی به او اعتراض میکند که چرا اینگونه بیکار است و از او میخواهد که کار کند، زیرا اگر بخواهد از دستش برود، خسارت زیادی به او وارد میشود. اما حمال پاسخ میدهد که حتی اگر یک درم (پول) از دستش برود، او بارش به جا میماند و هنوز هم میتواند ادامه دهد. او به این نکته اشاره میکند که بهتر است از زمانی که دارد لذت ببرد و نباید به خود فشار بیاورد. در نهایت، پیام شعر درباره ارزش زمان و لذت بردن از زندگی است، حتی در شرایط سخت.
هوش مصنوعی: یک بار، باربر خوشحال و شاداب نشسته بود و بارش از دوشش افتاده بود.
هوش مصنوعی: یک نفر به مردی گفت: چرا اینقدر بیکار و بیهوده نشستهای و وقتت را تلف میکنی؟
هوش مصنوعی: وقتی که در کنار کسی نباشی و او را از دست بدهی، حس تنهایی و دلشکستگی به سراغت میآید. ارتباط و پیوندها خیلی ارزشمندند و جدا شدن از آنها میتواند احساس بیهودگی و خلأ را به دنبال داشته باشد.
هوش مصنوعی: حمال غمگین گفت: اگر فقط یک درهم از من بگیری، دوباره به همان حالتی که قبل از این بودم، برمیگردم.
هوش مصنوعی: اگر حتی یک درم از من برود، بار سنگینی که بر دوشم است، دوباره به من برمیگردد، ای عزیز.
هوش مصنوعی: تا کی باید بار سنگین را بر دوش بکشی؟ اگر هنوز زمانی باقی مانده، از آن بهره ببر و لذت ببر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.