بود مردی از عرب در کار خام
خوش به پنج انگشت میخوردی طعام
سائلی گفتش که ای بر بینوا
هین مرا آگاه گردان تا چرا
تو به پنج انگشت خوردی این طعام
گفت زان کانگشت شش نیست ای غلام
گر بجای پنج شش بودی مرا
هر شش من بارکش بودی مرا
گر هزاران دیده داری ای غلام
آن نظر را باید آن جمله مدام
گر شود هردو جهان زیر و زبر
بس بود هر دو جهان را آن نظر
گر شود هر دو جهان در خاک پست
تا ابد این خاکیان را کار هست
خاک را چون کار با پاک اوفتاد
پیش آدم عرش در خاک اوفتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، مردی عرب به خاطر طعامی که با پنج انگشت میخورد، مورد سوال قرار میگیرد. او به سائل توضیح میدهد که اگر انگشتانش شش تا بودند، غذا را بهتر میتوانست بخورد. این دیالوگ به مفهوم نگاه به موضوعات از زوایای مختلف اشاره دارد. او همچنین به قدرت نظر و توجه انسان به دنیا و کارهایش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر جهان دگرگون شود، اهمیت نظر و توجه همچنان باقی است. در پایان، اشاره میشود که خاک و زندگی انسانها در نهایت به حقیقت و پاکی بازمیگردد.
هوش مصنوعی: مردی از عرب بود که در کارهای خام مهارت داشت و به خاطر آن، غذایی خوشمزه با پنج انگشتش میخورد.
هوش مصنوعی: سوالی از آن شخص کرد که ای بینوا، لطفاً من را مطلع کن که چرا اینگونه هست.
هوش مصنوعی: تو با پنج انگشت خود این غذا را خوردهای، چرا که شش انگشت وجود ندارد، ای خدمتکار.
هوش مصنوعی: اگر به جای پنج، شش میبود، هر شش من بار سنگینی برای تو بود.
هوش مصنوعی: اگر هزاران چشم داشته باشی، باید همیشه به آن دیدگاه خاص توجه کنی.
هوش مصنوعی: اگر هر دو جهان به هم بریزد، نگاه تو برای هر دو جهان کافی است.
هوش مصنوعی: اگر هر دو جهان به خاک بیفتد و از بین برود، باز هم برای این خاکیها کار و فعالیت وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که کار زمین به دست آدم افتاد، خاک هم پیش او و در زیر عرش قرار گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.