آنکه خاک پای او عیوق بود
خواجهٔ هر دو جهان فاروق بود
عارفی در امر معروف آمده
واقفی اما نه موقوف آمده
حق تعالی جمله دادش داد بود
لاجرم حق آنچه دادش داد بود
عین دلش خلق را عین الحیات
عین نامش حل عقد مشکلات
این خطاب آن که حق کردی خطاب
بر زفان روشن ترش از آفتاب
چون زفان حق زفان او رواست
دیدهٔ حق نیز آن او رواست
چون زفان و دیدهٔ زین سان بود
قصهٔ یاساریه آسان بود
گر سخن چون وحی خواهی قول اوست
دیو گشته لال از لاحول اوست
سایهٔ ذاتش چنان سر تیز بود
کز نهیبش دیو را پرهیز بود
سایه کز بالای او چستی گرفت
با همه دیوان بهم کستی گرفت
سایهٔ دین آفتاب رای اوست
سایه باری چست بر بالای اوست
هفده فرض آورده در پیش خدای
در درون هفده من دلقی بجای
مال و ملکش بود دلق و درهٔ
زان نمیترسید از کس ذرهٔ
خشت میزد او و قیصر دل دو نیم
دور ازو بر سنگ میزد سر ز بیم
شب نخفت از بیم او یک شهریار
او همه شب پاسبانی داشت کار
زو شکسته دل جهانی صف شکن
کرده اوسقایی هر بیوه زن
گر نکردی عمر بر فرمان گذر
عمر را عمره زدی زود از عمر
تا بزد بولؤلؤش زخمی چو برق
لؤلؤ خوشاب در خون کرد غرق
روشنائی از جهان در پرده شد
کان چراغ هشت جنت مرده شد
نی نمرد او زنده جاوید گشت
گر چراغی بود صد خورشید گشت
او چراغی بود نور روشنش
از درستی و درشتی روغنش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید و وصف یک شخصیت برجسته و عارف میپردازد که در زندگی خود نقش مهمی ایفا کرده است. او در دنیا و آخرت فضیلت دارد و به حقایق عمیق دست یافته است. خداوند او را نامی بزرگ و الگوی زندگی قرار داده و مانند نوری در دل مردم میتابد. او در انجام کارهای خیر و معروف از هیچ تلاشی دریغ نکرده و بیوقفه در خدمت انسانها بوده است. شخصیت او بر دیوان و ظالمان ترس میاندازد و به خاطر قدرت معنویاش از بیعدالتیها پاسداری میکند. همچنین، با وجود قدرتش، از دنیا و مال و منال پرهیز دارد و زندگیاش را با دیانت و صفا میگذرانده است. در نهایت، این عارف حتی بعد از مرگ نیز نورش باقی مانده و به زنده بودنش ادامه داده است.
هوش مصنوعی: کسی که گرد و غبار پای او ارزشمند است، در واقع صاحب مقام و قدرت در هر دو جهان است.
هوش مصنوعی: عارفی در انجام کارهای نیک و درست حضور دارد، اما به صورت غیرمستقیم و بدون وابستگی کامل، به این کارها پرداخت کرده است.
هوش مصنوعی: خداوند به همه انسانها عطا کرده است، بنابراین آنچه را که به آنها داده، به حقیقت خود آن عطا میباشد.
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به آن دارد که وجود و دل او برابر با زندگی است و نامش رمزگشای مشکلات و دشواریهاست. او به گونهای است که تمام مخلوقات را به زندگی و وجود میآورد و توانایی حل مسائل پیچیده را دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که کسی که به حق و حقیقت صحبت میکند، گفتارش باید از روشنایی و روشنی بیشتری نسبت به خورشید برخوردار باشد. به عبارت دیگر، کلام حق باید چنان روشن و واضح باشد که هیچ گونه تردیدی باقی نگذارد.
هوش مصنوعی: هر آنچه که از زبان حق بیان شود، صحیح و پذیرفته شده است. همچنین، دیده و بصیرت حقیقت نیز متعلق به اوست و مورد تأیید است.
هوش مصنوعی: اگر زبان و چشم در همان حالت باشند، داستان یاساریه بسیار راحت و ساده میشود.
هوش مصنوعی: اگر دنبال گفتاری مانند وحی هستی، پس باید به او که مانند دیو شده و از ناتوانی ناتوان است، گوش بسپاری.
هوش مصنوعی: سایهٔ وجود او آنقدر قوی و نافذ بود که حتی دیوها از ترس او دوری میکردند.
هوش مصنوعی: سایهای که از او بالا میآید، با همه دیوان و دیوانگان در همآمیخت و ارتباط برقرار کرد.
هوش مصنوعی: سایهٔ دین روشنی و هدایت اوست و همچنین سایهای سبز و لطیف بر روی او قرار دارد.
هوش مصنوعی: در برابر خداوند هفده فرض و وظیفه وجود دارد، اما در درون من فقط یک دلقک و بازیگر هست که در جایگاه آن وظایف قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: این فرد تمام ثروت و داراییاش به مانند لباسی ساده و خالدار است و از هیچکس هیچ گونه ترسی ندارد، حتی به اندازهای کوچک.
هوش مصنوعی: او به سختی کار میکند و در حالی که دلش از دوری محبوبش به دو نیم شده، همچنان به زحمت ادامه میدهد و بر روی سنگها ضربه میزند، چون از ترس و اضطراب در درونش نگران است.
هوش مصنوعی: در شب، شهریار از ترس او نخوابید و تمام شب را به مراقبت و نگهبانی گذراند.
هوش مصنوعی: از دل شکستهاش جهانی را به هم زده و در مقابل سختیها ایستادگی میکند؛ او همچون قهرمانی است که برای هر بیوهزنی تلاش میکند.
هوش مصنوعی: اگر در زندگیات بر اساس دستورات و خواستههایت پیش نروی، زمان و عمرت را به هدر دادهای و خیلی زود از عمرت گذشتهای.
هوش مصنوعی: تا زخم لؤلؤ با شدت مانند برق به زمین زد و خوشاب را در خون غرق کرد.
هوش مصنوعی: نور و روشنی دنیا به حجاب رفت و آن چراغی که هشت بهشت را روشن میکرد، خاموش شد.
هوش مصنوعی: او نمرد و جاودانه باقی ماند، اگر مانند چراغی بود، به اندازهی صد خورشید نورانی شد.
هوش مصنوعی: او مانند چراغی بود که نورش به خاطر صداقت و کیفیت خوب روغنش روشنایی میبخشید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.