گنجور

 
 
طالب آملی

طور تو فزود در سخن سوز مرا

آموخت روش طبع نو آموز مرا

با این لب شیرین ز کلام تو سپهر

کفاره دهد روزهٔ امروز مرا

آذر بیگدلی

تا دیدمت ای شمع شب افروز، مرا

سوزی است که، جان سوزد، از آن سوز مرا

یک روز چرا نمی نشینی با من؟!

آخر ننشاندی تو باین روز مرا؟!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه