گنجور

 
عطار نیشابوری
 

شماره ۱: گر خورشیدی چرخ برینت نرسد

شماره ۲: از درد تو ای ماهِ دل افروز آخر

شماره ۳: بر خاكِ درت پای در آتش بودن

شماره ۴: گفتی كه «ترا چو خاك گردانم پست

شماره ۵: پیوسته به آرزو ترا باید خواست

شماره ۶: در عشق تو جز بلا و غم ناید راست

شماره ۷: از بس كه تو خود به خویشتن مینازی

شماره ۸: دل بی تو ز اختیار بر خواهد خاست

شماره ۹: ای عشق رخت واقعۀ مشكل من

شماره ۱۰: آن كس كه ترا عزیزتر ازجان دید

شماره ۱۱: گر از تو مرا كفر و اگر ایمان است

شماره ۱۲: تا چند مرا خوار و خجل خواهی داشت

شماره ۱۳: تا چند مرا سوخته خرمن نگری

شماره ۱۴: آن است همه آرزویم عمر دراز

شماره ۱۵: جانا! چو ز سر تا قدمت جمله نكوست

شماره ۱۶: ای مونسِ جانِ همه كس! در من خند

شماره ۱۷: سهل است اگر كار مرا ساز دهی

شماره ۱۸: بر خاك چو بادم ای دل افزای هنوز

شماره ۱۹: گفتم كه اگر دلِ تو یك رنگ آید

شماره ۲۰: بی یاد تو من سرزبان را بزنم

شماره ۲۱: گفتم: «ز میان جان شوم خاك درش

شماره ۲۲: یا رب چه دمم بود كه دمساز نداد

شماره ۲۳: گفتم: «چو تنم ضعیف و لاغر باشد

شماره ۲۴: دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد

شماره ۲۵: گر جان خواهد از بن دندان بدهم

شماره ۲۶: از بس كه بخورد خون من بیدادی

شماره ۲۷: تا از غم تب دلش به صد درد افتاد

شماره ۲۸: ماهی كه دلم زو به بلا افتادست

شماره ۲۹: ماهی كه به قد سرو روانم آمد

شماره ۳۰: دل در غم تو غرقۀ خونِ جگر است