لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

ای آن که هزار گونه سودا داری

مردان همه ماتم، تو تماشا داری

خوش میخور و میخفت که داند تا تو

در پیش چه وادی و چه دریا داری

نظیری نیشابوری

هرچند که جور بی محابا داری

کس رنجه نمی شود چه پروا داری

صد حور و پری اگر رسد ننشیند

بر گوشه خاطری که تو جا داری

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه