گنجور

 
عطار نیشابوری
 

بزرگانی که سر در چرخ سودند

همه در خدمت محمود بودند

شه عالم بایشان کرد روئی

که در خواهید هر یک آرزوئی

ز شهر و مال و ملک ومنصب و جاه

بسی در خواستند آن روز از شاه

چو نوبت با ایاز آمد کسی گفت

که ای در حسن طاق و با هنر جفت

چه خواهی آرزو گفتا که یک چیز

برون زان یک نخواهم من دگر نیز

من آن خواهم همیشه در زمانه

که تیر شاه را باشم نشانه

اگر این آرزو دستم دهد هیچ

مرا هرگز نماند ذرّهٔ پیچ

بدو گفتند کای محروم مانده

ز جهل از عقل نامعلوم مانده

تو پشت پای خواهی زد خرد را

که می‌خواهی نشانه شاهِ خود را

تن خود را چرا خواهی نشانه

کاسیر تیر گردی جاودانه

زبان بگشاد ایاز و گفت آنگاه

شما زین سِر نه اید ای قوم آگاه

مرا چون عالمی پُر احترامست

نشانه تیر شه بودن تمامست

که اوّل بر نشانه چند ره شاه

نظر می‌افکند پس تیر آنگاه

چو اوّل آن نظر در کار آید

در آخر زخم کی دشوار آید

شما آن زخم می‌بینید در راه

ولی من آن نظر می‌بینم از شاه

چو باشد ده نظر از پیش رفته

بزخمی کی روم از خویش رفته

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.