گنجور

 
عطار نیشابوری
 

یکی حبشی بر پیغامبر آمد

که تَوبه می‌کنم وقتش درآمد

اگر عفوست وگر توبه قبولست

مرا بر پشتی چون تو رسولست

پیمبر گفت چون تو توبه کردی

یقین می‌دان که آمرزیده گردی

دگر ره گفت آن حبشی که آنگاه

که بودم در گناه خویش گمراه

گناهم حق چو نپسندیده باشد

میان آن گناهم دیده باشد

پیمبر گفت پس تو می‌ندانی

که بر حق ذرّهٔ نبوَد نهانی

گناهت ذرّه ذرّه دیده باشد

ولیکن از کَرَم پوشیده باشد

چو حبشی این سخن بشنید ناگاه

برآورد از دل پر خون یکی آه

چنان آن آهش از دل تاختن کرد

که مرغ جانش را بیخویشتن کرد

به پیش مصطفی بر خاک افتاد

سوی حق پاک رفت و پاک افتاد

صلا در داد یاران را پیمبر

که بشتابید ای اصحاب یکسر

که تا برکشتهٔ حق غرق تشویر

بگوئید و بپیوندید تکبیر

کسی کو کشتهٔ شرم و حیا شد

اگر مُرد او تن او توتیا شد

اگر تو ذرّهٔ خاکش ببوئی

بوَد صد بحر پر تشویر گوئی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.