برون شد لیث بوسنجه به بازار
قفائی خورد از ترکی ستمگار
یکی گفتش که ای ترک این قفا چیست
مگر تو خود نمیدانی که اوکیست
فلانست او چو خورشیدی همه نور
که وصلش پیش سلطان خوشتر از سور
شنیده بود ترک آوازهٔ او
چو آگه شد ازان اندازهٔ او
پشیمان گشت و چون صاحب گناهان
به پیش پیر آمد عذر خواهان
که پشتم از گناه خویش بشکست
ندانستم غلط کردم بدم مست
جوابش داد آن پیر دلفگار
که فارغ باش ای سرهنگ ازین کار
که گر این از تو بینم جز سقط نیست
ولی ز آنجا که رفت آنجا غلط نیست
ز خضرت بین همه چیزی ولیکن
مشو از بندگی یک لحظه ساکن
نمیدانی که مردودی تو یانی
ز حکم رفته مسعودی تو یانی
ولی دانی که تا جان برقرارست
ترا بر امر رفتن عین کارست
تو این میدانی و آن میندانی
یقین نتوان فکندن بر گمانی
خداوندی کبیرست و کریمست
ترا با بندگی کاریست پیوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: لیث بوسنجه به بازار رفت و پس از برخورد با ستمگری ترک، از او پرسید که چرا چنین رفتاری دارد. ترک دربارهٔ محبوبی با ویژگیهایی مانند خورشید صحبت کرد که نزدیک بودن به او از هر شادیای خوشتر است. وقتی ترک از آوازه آن فرد آگاه شد، دچار پشیمانی شد و پیش پیر آمد تا عذرخواهی کند و از گناهانش سؤال کند. پیر به او گفت که باید از نگرانیها رهاتر باشد و این خطاها طبیعی هستند. او همچنین یادآوری کرد که از بندگی خداوند هرگز نباید غافل شد و وظایف خود را در این دنیا باید بهخوبی انجام دهد زیرا خداوند بزرگ و بخشنده است و بندگی همواره وظیفهٔ انسانهاست.
هوش مصنوعی: شیر جنگل به بازار آمد و دلیری از ترکهای ستمگر را به چالش کشید.
هوش مصنوعی: کسی به او گفت: ای ترک، این پشت تو چیست؟ مگر خودت نمیدانی که این چه چیزی است؟
هوش مصنوعی: او مانند خورشیدی است که تمام نور را دارد و نزد سلطان، بودن در کنار او، از هر جشن و میهمانی لذتبخشتر است.
هوش مصنوعی: ترکها آوازه و شهرت او را شنیده بودند و زمانی که از ویژگیها و مقام او باخبر شدند، شگفتزده شدند.
هوش مصنوعی: او پشیمان شد و مانند کسانی که گناه کردهاند، به نزد پیر (پیر با تجربه یا عارف) آمد و از او عذرخواهی کرد.
هوش مصنوعی: پشت من از گناهی که انجام دادهام به درد آمده و غمگین است. اما در آن لحظه متوجه نشدم که اشتباهی کردهام و تحت تأثیر احساساتم قرار گرفتم.
هوش مصنوعی: پیر حکیم به سرهنگ گفت که از این موضوع نگران نباش و بیخیال باش.
هوش مصنوعی: اگر این حالت را از تو ببینم بیفایده است، اما از آنجا که به آنجا رفته، دیگر اشتباه نیست.
هوش مصنوعی: از بین همه چیزها، زیبایی و طراوت وجود دارد، اما هرگز نباید از بندگی و خدمت به خداوند حتی به مدت یک لحظه غافل شوی.
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که در حال حاضر تو موفق نیستی و اینکه نظرها دربارهی تو خوب نیست.
هوش مصنوعی: اما میدانی که هر زمان که زندگی ادامه دارد، تو همواره در حال انجام کارهایی هستی که باید انجام دهی.
هوش مصنوعی: تو بخوبی میدانی اما آن را نمیدانی که نمیتوان بر اساس گمان و حدس یقین پیدا کرد.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ و بخشندهای است که همیشه به بندگانش توجه دارد و ارتباطی نزدیک با آنها برقرار میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.