در رهت حیران شدم ای جان من
بی سر و سامان شدم ای جان من
چون ندیدم از تو گردی پس چرا
در تو سرگردان شدم ای جان من
در فروغ آفتاب روی تو
ذرهٔ حیران شدم ای جان من
در هوای روی تو جان بر میان
از میان جان شدم ای جان من
خویش را چون خام تو دیدم ز شرم
با دلی بریان شدم ای جان من
تا تو را جان و دل خود خواندهام
بی دل و بی جان شدم ای جان من
چون سر زلف توام از بن بکند
بی سر و بن زان شدم ای جان من
من بمیرم تا چرا با درد تو
از پی درمان شدم ای جان من
چون رخت پیدا شد از بی طاقتی
در کفن پنهان شدم ای جان من
بر امید آنکه بر من بگذری
با زمین یکسان شدم ای جان من
خاک شد عطار و من بر درد او
ابر خون افشان شدم ای جان من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و حیرت نسبت به محبوب خود سخن میگوید. او در مسیر عشق به سرگردانی و بیسر و سامانی دچار شده و وجودش تحت تأثیر زیبایی محبوب قرار میگیرد. به رغم تحمل درد و رنج، همچنان امید دارد که محبوبش به او توجه کند. شاعر با ذکر حال خود از شرم و بیدلی، نهایتاً به مرگ و تبدیل به خاک اشاره میکند و در این فرایند به تلخی و غم عشق اشاره دارد. در پایان، او خود را به خاطر درد و عشق به محبوب به حالتی از نامیدی و خاک شدن میرساند.
هوش مصنوعی: من در مسیر تو گیج و سردرگم شدم و به حال نامطبوع و بینظمی دچار شدم، ای جان من.
هوش مصنوعی: از آنجا که هیچ اثری از تو نمیبینم، پس چرا در عشق تو دچار سردرگمی شدهام، ای جان من؟
هوش مصنوعی: در نور و روشنی چهرهٔ تو، مثل ذرهای که در آفتاب میدرخشد، حیران و شگفتزده شدم، ای جان من.
هوش مصنوعی: در محبت و زیبایی تو، جانم را فدای تو کردم و به معنای واقعی کلمه از خودم جدا شدم، ای محبوب من.
هوش مصنوعی: من خود را مانند تو خام و ناپخته دیدم و از این احساس شرم، دلی داغ و آتشین پیدا کردم، ای جان من.
هوش مصنوعی: چون تو را با تمام جان و دل خود صدا زدم، حالا بدون دل و جان شدهام و احساس خالی شدن میکنم.
هوش مصنوعی: چون وقتی که موهای تو را از ریشه بکنم، بدون سر و ریشه شدم و به همین خاطر به شدت دچار درد و رنج میشوم، ای جان من.
هوش مصنوعی: اگر من بمیرم، دلیلش این است که از شدت دردی که به خاطر تو دارم، به دنبال درمانی برای آن شدهام. ای جان من، این درد به قدری عمیق است که زندگی را سخت میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر بیتابیام، چون بدنم در انتظار مرگ به کفن درآمد، پنهان شدهام. جان من، در این حالت در انتظار تو باقیام.
هوش مصنوعی: منتظر و امیدوارم که تو بر من توجه کنی و مسائل زندگیام را در نظر بگیری. به خاطر آن انتظار، من به حالتی بیجان و خاکی شدم.
هوش مصنوعی: عطار به خاک تبدیل شده و من به خاطر درد و اندوه او مانند ابری شدم که اشک میریزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.