زهره ندارم که سلامت کنم
چون طمع وصل مدامت کنم
گرچه جوابم ندهی این بسم
چون شنوی تو که سلامت کنم
چون نتوانم که به گردت رسم
گرد به گرد در و بامت کنم
مرغ تو حلاج سزد من کیم
تا هوس حلقهٔ دامت کنم
خاک شدم تا نفس خویش را
هم نفس جرعهٔ جامت کنم
گر به حسامم بکشی نقد جان
پیشکش زخم حسامت کنم
نیست مرا دل وگرم صد بود
سوختهٔ وعدهٔ خامت کنم
یک شکرت خواستهام گفتهای
میطلبم باز که وامت کنم
گرچه حلال است تو را خون من
گر ندهی بوسه حرامت کنم
چون همه خوبی جهان وقف توست
گنگ شدم وصف کدامت کنم
خطبهٔ جانم چو به نام تو رفت
سکهٔ تن نیز به نامت کنم
نی که تنی نیست دو من استخوانست
پیش سگ کوی غلامت کنم
مشک جهان گر همه عطار داشت
وقف خط غالیه فامت کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناکامی در دستیابی به معشوق صحبت میکند و به احساس درماندگی خود در عشق اشاره دارد. او تمنا میکند که معشوق به او توجه کند و در پی وصال است. شاعر خود را خاک و ناتوان میبیند و به علاقهاش به معشوق اعتراف میکند، حتی اگر این عشق به قیمت جانش تمام شود. در عین حال، او از شدت عشق و وابستگیاش سخن میگوید و میخواهد تمامی وجودش را وقف معشوق کند. به انحای مختلف تلاش میکند تا تا حدی از عشق خود را بروز دهد و در نهایت حسرت و ناامیدی عمیقش را از نرسیدن به معشوق بیان میکند.
هوش مصنوعی: من جرأت ندارم به تو سلامتی و خوشآمد بگویم، چون امیدوارم به وصال و نزدیکی تو دست یابم.
هوش مصنوعی: اگرچه تو به من پاسخی نمیدهی، اما وقتی بشنوی که من چقدر به تو محبت میکنم، مطمئنم که متوجه خواهی شد.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به دور تو بیایم، از دور به دور در و بام تو میگردم.
هوش مصنوعی: برای مرغ تو که مرغ حلاج را در نظر دارد، من چه کسی هستم تا بخواهم به آرزوی حلقهٔ دام تو برسم؟
هوش مصنوعی: من به حدی خود را خوار و ناچیز کردهام که فقط برای آنکه نفس خود را با جرعهای از می تو یکی کنم، به خاک و نیستی گرایش پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: اگر تو حسام (شمشیر) را به من بزنی، برای تقدیم جانم به تو، زخم شمشیر تو را میپذیرم.
هوش مصنوعی: من دلی ندارم و اگر داشتم، به خاطر سوختن از وعدهٔ بیپایهات، کاری نمیتوانستم بکنم.
هوش مصنوعی: من تنها یک شیرینی از تو خواستهام، اما تو پاسخ دادهای که بیشتر میخواهم تا بتوانم به تو محبت کنم.
هوش مصنوعی: هرچند که از نظر شرعی کشتن من از طرف تو جایز است، اما اگر بوسهای از تو نداشته باشم، عشق و محبت تو را به عنوان یک کار نامشروع و حرام میشمارم.
هوش مصنوعی: چون تمام خوبیها و زیباییهای جهان به تو تعلق دارد، من در توصیف و شرح کدام یک از ویژگیهای تو لال و زبان بسته ماندهام.
هوش مصنوعی: روح و جانم وقتی برای تو ذکر و نام میشود، بدین ترتیب جسم و تنم را نیز به نام تو تقدیم میکنم.
هوش مصنوعی: وجود من که فقط به شکل استخوان و گوشت است، در حقیقت حقیقتی بیشتر نیست و من برای تو، ای کسی که در کوی تو خدمتگزارم، مثل سگی وفادار خواهم بود.
هوش مصنوعی: اگر همه دنیا هم مشک عطار را (که خوشبو است) داشت، من تمام آن را وقف خط بستهٔ (عطر زنانهٔ) غالیه میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.