گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۵

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

آفتاب عاشقان روی تو بس

قبلهٔ سرگشتگان کوی تو بس

ترکتاز هر دو عالم را به حکم

یک گره از زلف هندوی تو بس

آب حیوان را برای قوت جان

یک شکر از درج لولوی تو بس

جملهٔ عشاق را سرمایه‌ها

طاق آوردن ز ابروی تو بس

صد سپاه عقل پیش اندیش را

یک خدنگ از جزع جادوی تو بس

شیرمردان را شکار آموختن

از خیال چشم آهوی تو بس

آنکه او بر باد خواهد داد دل

یک وزیدن بادش از سوی تو بس

در ره تاریک زلفت عقل را

روشنی یک ذره از روی تو بس

درگذشتم از سر هر دو جهان

زانکه ما را یک سر موی تو بس

گر ز عطارت بدی دیدی بپوش

عذر خواهش روی نیکوی تو بس

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.