گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۷

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل به سودای تو جان در بازد

جان برای تو جهان در بازد

دل چو عشق تو درآید به میان

هرچه دارد به میان در بازد

ور بگوید که که را دارد دوست

سر به دعوی زبان در بازد

هر که در کوی تو آید به قمار

دل برافشاند و جان در بازد

هر که یک جرعه می عشق تو خورد

جان و دل نعره‌زنان در بازد

جملهٔ نیک و بد از سر بنهد

همهٔ نام و نشان در بازد

هیچ چیزش به نگیرد دامن

گر همه سود و زیان در بازد

جان عطار درین وادی عشق

هر چه کون است و مکان در بازد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.