تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است
جان مشتاقان از آن رودر حضور افتاده است
شاهد رویت نماید هر زمان حسنی دگر
عاشق دیوانه دل زان ناصبور افتاده است
عاشقان را وایه دیدار تو باشد در بهشت
زاهد نادان پی غلمان و حور افتاده است
راه زاهد در حقیقت بود تقلید و مجاز
زین سبب از کوچه تحقیق دور افتاده است
قسم جانم در ازل چون عشق جانان بوده است
عشق ورزی زاهدا مارا ضرور افتاده است
غیرتی بنمای جانا خانه خالی کن ز غیر
چونکه دلدارت بسی تند و غیور افتاده است
شد دلم آزاده از قید غم هجران دوست
تا بملک وصل او جانرا عبور افتاده است
زاهدا از ما مجو هشیاری و زهد و ورع
زانک مست عشق از آنها بس نفور افتاده است
تا اسیری دید خورشید جمالت بی نقاپ
غرق بحر نورو محو بی شعور افتاده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای معشوق پرداخته و از درد شوق و هجران عاشقان سخن میگوید. او به تضاد میان شیفتگان واقعی و زاهدان نادان اشاره دارد که در پی لذتهای دنیوی هستند. عشق به معشوق را امری ضروری میداند که از زهد و نیکوکاری به دور است. شاعر خود را آزاد از قید غم میبیند و احساس میکند که چشیدن جمال معشوق به او نور و شوق میبخشد. او میخواهد که معشوق با نشان دادن غیرت، دلهای دیگران را از خویش فارغ سازد. در نهایت، شاعر از اثر عشق در وجود خود و بیخود شدن بر اثر آن سخن میگوید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که پرده زلف تو کنار رفته است، جان افراد عاشق از آن به واقعیت نزدیکتر شده است.
هوش مصنوعی: هر بار که معشوق را میبینم، زیبایی جدیدی از او را مشاهده میکنم. عاشق بیتاب و سرگشتهای که به شدت دلباختهاش شده، همچنان شکیباییاش را از دست داده است.
هوش مصنوعی: عاشقان فقط به خاطر دیدن تو به بهشت میروند، اما زاهدان نادان در حالیکه از زیبایی تو بیخبرند، تنها به دنبال غلمان و حوریهای بهشتی هستند.
هوش مصنوعی: راه عارفان و پاکان در واقع به دنبال حقیقت و شناخت واقعی است، اما برخی فقط به تقلید و نمای ظاهری اکتفا میکنند، به همین دلیل از مسیر واقعی و تحقیق دور ماندهاند.
هوش مصنوعی: از ابتدا قسم خوردهام که عشق به معشوق تنها هدف من بوده است و حالا این عشق ورزیدن برای زاهدان بر من واجب و لازم شده است.
هوش مصنوعی: عزیزم، غیرت نشان بده و خانه را از دیگران خالی کن، زیرا عشقت به شدت و با غیرت در کنج انتظار نشسته است.
هوش مصنوعی: دلم از غم جدایی و دوری دوست آزاد شده است، زیرا به لطف وصال او، جانم در حال پرواز و خوشی است.
هوش مصنوعی: ای زاهد، از ما دوری کن؛ ما نه در پی هوشیاری و زهد و پرهیزکاری هستیم. زیرا مست عشق، این کارها را بیارزش و نفرتانگیز میداند.
هوش مصنوعی: هنگامی که فردی اسیر زیبایی تو را میبیند، چنان غرق در نور و جاذبهات میشود که هیچ حسی از خود ندارد و کاملاً مجذوب میگردد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.