گنجور

 
عارف قزوینی
 

«امیرزاده» گوید:

اگر دگمه‌ات پنبه‌ای بود

یار، جان، پنبه‌ای بود

آشکرالله خوب بچه‌ای بود

به ذات الله، به ذات الله

بازم دگمه‌ات پنبه‌ای نیست

یار، جان، پنبه‌ای نیست

برو دگمه‌اتو پنبه‌ای کن

آشکرالله، آشکرالله

«شکری» گوید:

امیر اگر یار ما بودی

یار وفادار ما بودی

پس «امسال خان» آنجا چه می‌کرد

با عبدالله، با عبدالله

شبی آنجا مهمانی بود

«اسماعیل قربانی» بود

تو صندوقخانه پنهانی بود

به اذن الله، به اذن الله

شبی که خانه خالی بود

فاسق هر سالی بود

آشکرالله پشت قالی بود

به عون الله، به عون الله

قسم خوردی آی بد نکنی

شکری را رد نکنی

الهی خصمت بکند

کلام الله، کلام الله

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن کرامتی » ۱۸۶ تصنیف قدیمی ۴ » شور ۲۱ (شهناز)

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.