گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای به اقلیم کبریای تو در

آسمان شحنه آفتاب عسس

چند گویی چه خورده‌ای به وثاق

تو بدانی اگر نداند کس

چه خورم خون پنج و شش روزان

نپزد مطبخم جز که هوس

به خدایی که مجمل روزی

به تفاصیل او رساند و بس

که زمین و هوای خانهٔ من

نه همی مور بیند و نه مگس

هین که اسباب زندگیم امروز

هیچ معلوم نیست جز که نفس

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.