ساقی می وصل ده به محنت کش هجر
تا چند نهد دل بخوش و ناخوش هجر
هر چند چو شمع جان من سوختنی است
زنهار مرا مسوز در آتش هجر
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ساقی می وصل ده به محنت کش هجر
تا چند نهد دل بخوش و ناخوش هجر
هر چند چو شمع جان من سوختنی است
زنهار مرا مسوز در آتش هجر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر از ساقی میخواهد تا به او وصالی ببخشد که آرزوی بسیاری داشته، چرا که دوران هجران و جدایی او را به شدت رنج میدهد. او وصف میکند که aunque جانش مانند شمع در آتش هجران در حال سوختن است، از ساقی میخواهد او را بیشتر نسوزاند و آتش جدایی را بر دلش نپاشد. شاعر در عمق دل، از رنجها و آلام ناشی از دوری معشوق میگوید و امیدوار به وصال است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، باده وصال را به من بده تا من که در رنج فراق هستم، بتوانم لحظاتی خود را خوش و ناخوش بسازم؛ زیرا این درد عشق ادامه دارد و تا کی باید دل را به شادمانی و اندوهش مشغول کنم؟
هوش مصنوعی: هرچند که جان من مانند شمع در حال سوختن است، اما خواهش میکنم مرا در آتش جدایی نسوزان.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.