ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند
ساغری درکشد و پیرهنی چاک کند
برق حسن تو که بر لاله رخان آتش زد
تاچه با خرمن مشتی خس و خاشاک کند
آخر ای پادشه حسن نگویی که کسی
تا بکی داد زند چند به سر خاک کند
چند افتیم بپای همه چون نیست کسی
که بدامان کرم چهره ما پاک کند
تنگدل اهلی از آنگل چو شوی غنچه صفت
که هزار از تو بیک خنده فرحناک کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش عشق و زیبایی میپردازد و از حالتی سرمست و بیباک در عشق سخن میگوید. او به زیبایی معشوق اشاره میکند که چنان درخشان است که میتواند دلها را بسوزاند و در عین حال به کم ارزشی دنیای مادی و بیاعتنایی به آن تأکید دارد. همچنین، شاعر از احساس تنگدلی و نگرانی خود میگوید که گویی هیچ کس حاضر نیست به او توجه کند و دل او را شاد کند. غزل در انتها به این نکته میرسد که عشق واقعی میتواند انسان را به کلی دگرگون کند و باعث شادی شود.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که مانند گل، بیپروا و شجاع باشد، جرعهای بنوشد و لباسش را پاره کند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو مثل نوری است که بر لالههای صورتت میتابد و آنقدر قوی است که میتواند حتی به یک توده کوچک از علف و گیاه بیارزش آسیب بزند.
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبایی، نگو که کسی تا چه زمانی میتواند این همه ناامیدی و افسردگی را تحمل کند و بر روی خاک خود اندوهگین بایستد.
هوش مصنوعی: ما بارها به زمین افتادهایم، زیرا هیچکس وجود ندارد که به یاری ما بیاید و ما را از آلودگیها و ناپاکیها پاک کند.
هوش مصنوعی: اگر دلهایتان تنگ باشد، مانند غنچهای خواهید بود که با یک لبخند میتواند هزاران خوشحالی به دیگران هدیه دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.