گنجور

 
اهلی شیرازی

قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد

وین بوی خوش زیار سرافراز میرسد

ای از دو دیده دور چنان در دل منی

کز لب گشودنت بمن آواز میرسد

من زنده ام ببوی تو کز زلف عنبرین

بوی خوشت ز هند به شیراز میرسد

بازآ که گر تو باز نیایی ز اوج ناز

کی مرغ روح را بتو پرواز میرسد

بازآ که نیست صبرم و گر صبر هم بود

ناگاه مرگ خانه برانداز میرسد

کی بو صبا ز غنچه مکتوب ما برد

کاین راز سر بمهر به همراز میرسد

اهلی، ترا ز لعل لب آن مسیح دم

سحر سخن بپایه اعجاز میرسد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

گردنکشی به سرو سرافراز می رسد

آزاده را به عالمیان ناز می رسد

هر چند بی صداست چو آیینه آب عمر

از رفتنش به گوش من آواز می رسد

همت بلند دار کز این خاکدان پست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه