یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند
بر دردمند خویش گذاری نمیکنند
از غصه بر کنار و چو گل در کنار هم
برما نظر ز گوشه کناری نمیکنند
مارا بسوخت یاد حریفان و این گروه
یادی ز حال سوخته باری نمیکنند
مردیم از انتظار و رفیقان بیوفا
آخر گذار هم بمزاری نمیکنند
اهلی ترا بناله که فریاد رس شود؟
کاین ناله های سرد تو کاری نمیکنند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به غم و اندوه ناشی از بیوفایی یاران و دوستانش اشاره میکند. او از درد فراق و عدم توجه به حالش شکایت دارد و احساس میکند که دوستانش برای او ارزش قائل نیستند. در عین حال، انتظار او برای یاری کردن رفقا به ناامیدی میانجامد و او به ندرت توجهی از سوی آنها دریافت میکند. این حس غم و یأس باعث شده که شاعر به سراغ فریاد زدن و گله کردن از این اوضاع برود، اما میبیند که هیچکس صدایش را نمیشنود.
هوش مصنوعی: دوستان کجا رفتند که درباره درد من نمیپرسند و به کمکم نمیآیند؟
هوش مصنوعی: از ناراحتی کنار رفتهام و مانند گلی در کناری، کسی از دور نگاهام نمیکند و توجهی به من ندارد.
هوش مصنوعی: یاد و خاطره دوستان قدیمی ما را به شدت آزار میدهد و این عده هیچ توجهی به حال و روز سوخته ما نمیکنند.
هوش مصنوعی: ما از انتظار برای دوستان بیوفا خسته و ناامید شدهایم و حتی در لحظه آخر هم به ما سر نمیزنند.
هوش مصنوعی: آیا کسی به تو کمک میکند تا فریاد کمکخواهیات به گوش برسد؟ چرا که این نالههای بیحال و سرد تو تأثیری ندارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.