از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
وانگهی در گوشه یی افتی و خوابی خوش کنی
گنج قارون صرف راه کعبه کردن هیچ نیست
سعی آن کن تا دل و جان خرابی خوش کنی
ساقیا شاید که جرم می زدن عفوت کنند
گر دل مخموری از درد شرابی خوش کنی
عیش پنهان خوش بود من نیز رخصت میدهم
گر توانی کز نکویان انتخابی خوش کنی
ایخوش آنساعت که خندد شمع من اهلی و تو
چون سپند افتی در آتش اضطرابی خوش کنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارزشهای انسانی و روحی میپردازد و تأکید میکند که زندگی تنها به تأمین نیازهای مادی محدود نمیشود. او بیان میکند که ثروت و امکانات مادی، اگر به خوشی و آرامش روح نینجامد، بیفایده است. همچنین شاعر به لزوم بخشش و دوستی اشاره میکند و به جستجوی زیباییهای درون و انتخاب بهترینها از میان انسانها دعوت مینماید. در نهایت، غزل با اشاره به لذتهای پنهان و لحظات شاداب زندگی به اوج میرسد و شادی را مقدس میشمارد.
هوش مصنوعی: از دنیا همین اندازه کافی است که یک تکه نان خشک و کمی آب داشته باشی و سپس در گوشهای راحت نشسته و خوابی آرام داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر تمام ثروت قارون را فقط برای رفتن به کعبه خرج کنی، فایدهای ندارد. باید تلاش کنی تا دل و جان خود را تعمیر کنی و بهبود ببخشی.
هوش مصنوعی: ای ساقی، شاید که اگر در این دنیا گناهی مرتکب شدهای، با نوشیدن می مرا ببخشند. اگر دل مرا از دردی که دارم خوش کنی و شرابی به من بدهی، شاید حال من بهتر شود.
هوش مصنوعی: زندگی نهانی لذتبخش است و من هم اجازه میدهم اگر بتوانی از میان نیکان، گزینهای خوش انتخاب کنی.
هوش مصنوعی: ساعت خوشی است که شمع زندگی من میخندد و تو نیز همچون ذغال در آتش قرار میگیری و اضطراب و هیجان را برای من به ارمغان میآوری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.