و زان پس روان شد یکی تند مرد
به آدشته نزد آقاخان چو گرد
که ای سالها آب رخ ریخته
به یاری ما فتنه انگیخته
تو بودی که بودی هوادار ما
گه سختی اندر شدی یار ما
کنون گر جوان مرد و خون خواریا
همی چشم نیکی ز ما داریا
بباید که گر آب داری بدست
بریزی و جوشی چو پیلان مست
بیائی در این کشور از راه مهر
بپوشی ز جان گرانمایه چهر
بیاری جوانان آدشته را
بگیرید این بخت برگشته را
چو آخان بیک این داستان گوش کرد
رگ از خون غیرت پر از جوش کرد
بر آمد شتابنده مانند میغ
پی قصد دشمن بر آهیخت تیغ
ز آدشته آمد برون صبح گاه
به سختی فزون رفت در خانقاه
فرود آمد آنجا به صد آب و تاب
تهی کرد از پای سیمین رکاب
ز دیدار او شاد شد جانشان
بجوشید خونها به شریانشان
سپهبد باو داد فرماندهی
که بودش در این کارزار آگهی
به سرهنگی لشگر زورمند
سرافراز شد آن یل ارجمند
همه رایشان متفق شد برین
که چون خور بر آید ز چرخ برین
به فیروزی گنبد لاجورد
بپوشند گردان سلیح نبرد
بگردون بر آرند رایات را
بکوبند صحن خرابات را
بر آیند از خانقاه نخست
سوی خانقاه دوم تن درست
به نیرو نبرد دلیران کنند
بمردانگی جنگ شیران کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پس از آن، مردی پرشور به نزد آقاخان رفت و او را به یاد سالها زحمتش انداخت. آقاخان کهگوی زبانی تجلی تاریخی و نحوه حمایت از او را یادآور شد. او خواستار این شد که اکنون که جوانمردی و بیرحمی در کار است، باید امید به نیکی داشته باشد. بنابراین، او باید دلیرانه در این کشور با عشق بیاید و از جانش دفاع کند.
آقاخان پس از شنیدن این پیام دچار حس غیرت شد و با شتاب به دنبال دشمن رفت. او صبحگاه از آدشته خارج شد و به خانقاه رسید، جایی که با استقبال گرم روبهرو شد. سپهبد فرماندهی را به او داد و او به عنوان یک سردار شجاع و هوشیار انتخاب شد.
همه بر این توافق کردند که با طلوع خورشید برای فتح و پیروزی و با آمادهسازی سلاحهای نبرد اقدام کنند و از خانقاه به سمت دیگر خانقاه حرکت کنند تا با دلیرمردی و شجاعت در میدان نبرد حاضر شوند.
هوش مصنوعی: سپس مردی تند و تیز به سمت آقاخان روانه شد، مانند گردی که به سرعت به دور میچرخد.
هوش مصنوعی: باید بگویم که سالها زحمت و تلاش ما مانند آب بر روی چهرهمان ریخته شده است و حالا این تلاشها باعث شده که در برابر مشکلات و فتنهها ایستادگی کنیم.
هوش مصنوعی: تو همیشه حمایتگر و همراه ما بودی، حتی در زمانهای دشوار.
هوش مصنوعی: حال اگر تو جوانمرد و خونریز هستی، به ما امید نیکی داشته باش.
هوش مصنوعی: اگر آب داری باید آن را بریزی و مانند فیلهای سرمست، با شوری و شادابی زندگی کنی.
هوش مصنوعی: اگر با محبت و دوستی به این سرزمین بیایی، چهرهی باارزش و جاننوازت را ما خواهیم پوشاند.
هوش مصنوعی: جوانان با دلهای شاد و پرانرژی را یاری کنید و از این سرنوشت بد که به سراغشان آمده، جلوگیری کنید.
هوش مصنوعی: وقتی آخان این داستان را شنید، رگ غیرت او از خشم و هیجان پر شد.
هوش مصنوعی: حافظهای سرعتی مانند ابر برآمده، به سوی دشمن. شمشیری را برای مقابله به دست گرفت.
هوش مصنوعی: صبح زود به سختی از خواب بیدار شدم و به سمت خانقاه راه افتادم.
هوش مصنوعی: او با شگفتی و زیبایی به آنجا رسید و از پای اسب نقرهاش پیاده شد.
هوش مصنوعی: از دیدن او روحشان شاد شد و خونشان به جریان افتاد.
هوش مصنوعی: رئیس به او دستور داد که فرماندهی را به عهده بگیرد، زیرا او در این نبرد تجربه و دانش کافی داشت.
هوش مصنوعی: یک قهرمان بزرگ با قدرت و شجاعت به مقام سرهنگی و رهبری لشگری قدرتمند دست یافته و به افتخار و عظمت رسیده است.
هوش مصنوعی: همه بر این نظر一致 شدند که وقتی خورشید از آسمان طلوع کند، ...
هوش مصنوعی: گنبد فیروزهای رنگ به مانند لاجورد در آسمان نصب شده است و دور آن، سپاهیان جنگ آماده نبرد قرار دارند.
هوش مصنوعی: پرچمها را به اهتزاز در میآورند و به شدت بر زمین میکوبند تا محیط خرابات را به کوچکترین نشانهها و یادآوریهایی از گذشته زنده کنند.
هوش مصنوعی: از خانقاه اول خارج میشوند و به سمت خانقاه دوم میروند تا به آرامش و سلامت دست یابند.
هوش مصنوعی: دلیران با قدرت و شجاعت خود به نبرد میپردازند و مردانگی را در جنگی همچون جنگ شیران نشان میدهند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.