هوش مصنوعی: این ابیات به تمجید از مخلوقات و نعمتهای الهی میپردازد. تسبیح (ستایش) ملک و رضوان، بهشت برای نیکان و همچنین اشاره به مقامهای بزرگی چون جم، قیصر و خاقان دارد. در نهایت، به اهمیت جانان و عشق به او اشاره میکند که جان انسان را سرشار از زندگی و زیبایی میسازد.
هوش مصنوعی: مسبحه (تسبیح) ملک به عشق و زیباییهای رضوان (بهشت) و کیفرهای دوزخ برای بدکاران، در مقابل پاداشها و نعمتهای بهشت برای نیکان رمز و راز هستی است.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر ارزش و مقام والای افرادی است که در زندگی انسان تأثیرگذارند. در آن به زیبایی و شکوه لباس و زندگی شاهان و فرمانروایان اشاره میشود و در عین حال، همچنین به عشق و محبوبی اشاره دارد که تمام زندگی و جان انسان را شکل میدهد. به طور کلی، این شعر به تضاد بین ظواهر مادی و ارزشهای معنوی میپردازد و در نهایت اهمیت عشق واقعی را به نمایش میگذارد.
شجاع الدین شقاقی در ۹ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۴ نوشته:
اندر سرای باقی دارم سراغ و جاییست باقی برای یاران در قربت و قلیلند دور از بهشت ِ خواهان این را یقین بدانید ای وحشیان ِ فانی آن دوزخش سراییست روزی برای خواران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات به تمجید از مخلوقات و نعمتهای الهی میپردازد. تسبیح (ستایش) ملک و رضوان، بهشت برای نیکان و همچنین اشاره به مقامهای بزرگی چون جم، قیصر و خاقان دارد. در نهایت، به اهمیت جانان و عشق به او اشاره میکند که جان انسان را سرشار از زندگی و زیبایی میسازد.
هوش مصنوعی: مسبحه (تسبیح) ملک به عشق و زیباییهای رضوان (بهشت) و کیفرهای دوزخ برای بدکاران، در مقابل پاداشها و نعمتهای بهشت برای نیکان رمز و راز هستی است.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر ارزش و مقام والای افرادی است که در زندگی انسان تأثیرگذارند. در آن به زیبایی و شکوه لباس و زندگی شاهان و فرمانروایان اشاره میشود و در عین حال، همچنین به عشق و محبوبی اشاره دارد که تمام زندگی و جان انسان را شکل میدهد. به طور کلی، این شعر به تضاد بین ظواهر مادی و ارزشهای معنوی میپردازد و در نهایت اهمیت عشق واقعی را به نمایش میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
گفتا سببی هست بگویم آن را
من چشم توام اگر نبینی چه عجب
من جان توام کسی نبیند جان را
گر آب زنی بدیده آن میدان را
روبی بمژه درگه آن سلطان را
صد جان بدهی برشوه آن دربان را
گوید که خطر نباشد آنجا جان را
چون دردِ تو چاره ساز آمد جان را
دردِ تو بس است این دلِ بیدرمان را
چون از سرِ فضل، ره نمایی همه را
راهی بنما اینهمه سرگردان را
آن کس که بنا نهاد این ایوان را
و این طاق روان گنبد گردان را
انگشت شکر در دهن کس ننهاد
تا باز نکرد زهر قاتل آن را
آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
بیرنگ چه رنگ بخشد او مرجان را
مایه بخشد مشعلهٔ ایمان را
بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.