الهی این تن کان حسرت است و دل من مایه درد و محنت، می نیارم گفت کاین همه چرا بهره من نه دست رسد مرا بر کان چاره من
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
الهی این تن کان حسرت است و دل من مایه درد و محنت، می نیارم گفت کاین همه چرا بهره من نه دست رسد مرا بر کان چاره من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دردی که از حسرت و غم در دل دارد اشاره میکند. او میگوید که این بدن به درد و رنج دچار است و قلبش مملو از محنت میباشد. شاعر از خداوند طلب کمک میکند و میپرسد که چرا به او راهی برای رهایی از این درد نیست.
هوش مصنوعی: ای خداوند، این جسم من پر از حسرت است و دل من مملو از درد و رنج است. نمیتوانم بگویم که چرا این همه درها به روی من بسته است و چرا راه حلی برای مشکلاتم پیدا نمیکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.