خداوندا گفتار تو راحت دل است و دیدار تو زندگی جان، زبان بیاد تو نازد و دل به مهر و جان به عیان الهی اگر تو فضل کنی، دیگران چه داد و چه بیداد، و اگر تو عدل کنی فضل دیگران چون باد خداوندا آنچه من از تو دیدم، دو گیتی بیاراید، شگفت آنکه جان من از تو نمی آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و محبت خود به خداوند میپردازد. او میگوید که گفتار و دیدار خداوند برای او آرامش و زندگی به ارمغان میآورد. شاعر همچنین به قدرت خداوند در دادن و گرفتن میپردازد و این نکته را مطرح میکند که اگر خداوند بخواهد، عدالت او بر همه چیز حاکم است و فضل دیگران هیچ ارزشی نخواهد داشت. در نهایت، او به شگفتی از واقعیات زندگی اشاره میکند و بیان میکند که وجود او از خداوند سرچشمه نمیگیرد.
هوش مصنوعی: خداوند، سخنان تو آرام بخش دل هاست و دیدار تو برای جان، زندگی به ارمغان میآورد. زبان به یاد تو ناز میکند و دل با عشق تو پر میشود. اگر تو به کسی لطف کنی، رفتار دیگران چه ارزشی دارد، و اگر تو عدالت را برقرار کنی، لطف دیگران مانند بادی میگذرد. خداوند، آنچه من از تو دیدهام، میتواند دو جهان را به وجود آورد، اما شگفت آن است که جان من از تو نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.