از میدان مبالات میدان یقین زاید. یقین بیگمانیست، و این سه بابست: علم یقین است، و عین یقین است، و حق یقین است. علم یقین استدلالیست، وعین یقین استدراکیست، و حق یقین حقیقتیست. علم یقین مطالعتست، و عین یقین مکاشفتست، و حق یقین مشاهدتست. علم یقین از سماع روید، و عین یقین از الهام روید، و حق یقین از عیان روید. علم یقین سبب شناختنست، وعین یقین از سبب بازرستنست، و حق یقین از انتظار و تمییز آزاد گشتنست.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، خواجه عبدالله انصاری به تشریح مفهوم یقین در سه مرحله پرداخته است. او علم یقین را به عنوان دانشی استدلالی، عین یقین را به عنوان تجربهای درککردنی و حق یقین را به عنوان حقیقتی عمیق و عینی معرفی میکند. همچنین، او به سیر تحولی در شناخت اشاره دارد که از سماع (شنیدن) آغاز میشود و تا عیانی (دیدن واقعی) پیش میرود. به طور کلی، این شعر به بررسی مرحلههای مختلف یقین و چگونگی دستیابی به آنها پرداخته و اهمیت هر یک را نمایان میسازد.
هوش مصنوعی: یقین از میدان مبالات به وجود میآید. یقین به معنای عدم شک و تردید است و شامل سه بخش میباشد: علم یقین، عین یقین و حق یقین. علم یقین به استدلال و دلیل وابسته است، عین یقین از تجربه و دریافت به دست میآید، و حق یقین به حقیقتی اشاره دارد. علم یقین از مطالعه ناشی میشود، عین یقین از شهود و تجربه حاصل میگردد، و حق یقین از مشاهدات واقعی به وجود میآید. علم یقین به شناخت منجر میشود، عین یقین به دوری از علل و عوامل میانجامد، و حق یقین از انتظار و تمییز آزاد شدن به دست میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.