ای بر سر حرف این و آن نازده خط
پندار دویی دلیل بعد است و سخط
در جمله کاینات بی سهو و غلط
یک عین فحسب دان و یک ذات فقط
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای بر سر حرف این و آن نازده خط
پندار دویی دلیل بعد است و سخط
در جمله کاینات بی سهو و غلط
یک عین فحسب دان و یک ذات فقط



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی وحدت وجود پرداخته و بر این نکته تأکید میکند که در عالم هستی همه چیز ناشی از یک ذات و حقیقت واحد است. شاعر از فضولیها و اختلافنظرها در صحبتهای مردم انتقاد میکند و به این نتیجه میرسد که تنها یک حقیقت وجود دارد که از آن همه تنوع بیرون میآید. در نهایت، او بهسادگی و خلوص این نهاد واحد اشاره میکند و بهنوعی مردم را به آگاهی از این واقعیت دعوت میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به فردی اشاره میکند که به خاطر نظرات و ایدههای مختلف دیگران، دچار سردرگمی شده است. او میگوید که این اختلافات و بحثها نتیجهای جز جدایی و ناپایداری ندارد و باید از این عدم توافق و دلخوریها دوری کرد.
هوش مصنوعی: در کل کائنات، همه چیز به درستی و بدون اشتباه وجود دارد و تنها یک حقیقت واحد و یک ذات واقعی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بر سر حرف این و آن نازده خط
پندار دویی دلیل بعدست بخط
در جملهٔ کاینات بی سهو و غلط
یک عین فحسب دان و یک ذات فقط
در دایرهٔ وجود بی سهو و سقط
دلها زتو دور نیست چو نقطه زخط
بر مرکز عهد اول از خطّ ازل
جانها همه دایره است و عشق تو نقط
ای مانده تو بر کنار جویای وسط
تا چند چو نقطه دور گردی از خط
در می طلبی به قعر دریا (می) شو
سرگشته مباش بر سر آب چو بط
ای رهرو نادان که روانی چون شط
گیرم نروی برون چو از مسطر خط
چون نیست ز دانش چه صواب و چه خطا
نبود چو ز بینش چه درست و چه غلط
پنهان به سیه خانهٔ حرف است نقط
با آنکه ز نقطه شد پدید آن همه خط
یک نقطهٔ توحید درین دایره هاست
گر مردمک دیده نیفتد به غلط
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.